کلمه الله هی العلیا
یا عماد من لا عماد له

تمام اشکهایم برای رفتن مردی که زندگیش سراسر طغیان بود
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها كرده ایم
ما برای بوسیدن خاك سر قله ها چه خطرها كرده ایم
ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاك رنج دوران برده ایم
بله ، همه ما ترانه زیبای سفر به خاطر وطن را با صدای استاد نوری و رهبری استاد شهبازیان شنیده ایم . اما انگار یادمان رفته بود که طراح و ترانه سرای این کار نادر ابراهیمی بود . نادر ابراهيمي درگذشت . نادر ابراهیمی پنجشنبه در سن 73 سالگي درگذشت . برای او مطمئنا پست ویژه ای خواهم گذاشت . شاید یک ماه بعد ، نمی دانم . از همین جا به خانم فرزانه منصوری همسر محترم و دردانه استاد ، هليا، اليكا و رايكا دختران استاد و همه خوانندگان ایرانی و غیر ایرانی آثار استاد تسلیت عرض می کنم و امیدوارم که روح بزرگ ایشان مورد دلجویی بانوی عالم حضرت زهرا (س) قرار گیرد . از استاد خیلی حرف دارم بزنم یا بنویسم . واقعا شوک عجیبی بر من وارد شده . خیلی متاسفم ، خیلی ، خیلی . نوشتن درباره مردی که بیشتر از صد تا کتاب نوشته و در هر ژانری هم نوشته ( از داستان و رمان بگیر تا مقاله و تحقیق و ترانه و فیلمنامه و نامه های عاشقانه ) و به گمان من در هر نوع نوشتنی هم موفق بوده کار سادهای نیست . حتی نوشتن درمورد این مرد جسارت میخواهد و دانستگی میخواهد و کمی هم کله شقی . اجازه بدهید یک خاطره ای را که درموردش شنیدم برایتان بنویسم : .... زمانی که دانشجو بوده متنی به فارسی قرن چهار و پنج مینویسد و به اساتید نشان میدهد و تا مدت ها این توهم در محافل دانشگاهی وجود داشته که متنی جدید از قرن چهار و پنج هجری کشف شده .... و خیال کنید که چه لذتی میبرده این مرد از دست انداختن کم سوادی حضرات با مهارت بی مانندش در نثر نوشتن . نادر ابراهیمی بی گمان نثرنویس بسیار برجستهای بود و هست که به خوبی به پیچ و خمهای زبان آشناست ..... . اما زنده باد مردی که بی هیچ خجالتی توی خیابان های شهرمان وقت خوردن بستنی قیفی تمام صورت و سبیلش را سفید میکند و در جواب همسر دوست داشتنیاش میگوید خجالت را آنهایی باید بکشند که آدم کشتهاند . بله من باز هم متاسفم و متاثرم ، خیلی ، خیلی .... .
باسپاس
سیدعمادالدین قرشی
خرداد ماه 1387 خورشیدی






