کلمه الله هی العلیا
یا عماد من لا عماد له
مراسم نخستین سالگرد درگذشت نوازنده ویولن وآهنگساز فقید پرویز یاحقی روز جمعه 12 بهمن ماه در بهشت زهرا(س) برگزار شد . جای همگی خالی . در این مراسم که از ساعت 10 صبح بر سر مزار وی در قطعه هنرمندان وبا حضور موسیقیدانان ، علاقه مندان هنر موسیقی واعضای خانواده یاحقی برگزار شد ، چند تن از یاران و همکاران آن زنده یاد در باره ویژگی های هنری و شخصیتی اوبه سخنرانی پرداختند .

عشق در کارهایش نمایان بود
فرامرز صديقی پارسی ، در سال ۱۳۱۴ در تهران به دنيا آمد و در دوازده بهمن ۱۳۸۵در گدشت . از کودکی به واسطه دايی هنرمندش حسين ياحقی با موسيقی آشنا شد و به عنوان تکنواز خردسال در راديو آغاز به نوازندگی کرد و نام هنری پرويز ياحقی را برای خود برگزيد.ياحقی که در هيجده سالگی يک نوازنده تمام عيار شده بود سبک خاص خود را داشت. در همين سال ها بود که آهنگسازی را آغاز کرد. آهنگ های او به اندازه ای زيبا بودند که در ابتدا همه گمان می کردند اين آثار به دايی اش تعلق دارد نه او. اما کم کم استعداد و هنر خلاقانه او بر همه آشکار شد.اولين اثر او اميد دل من کجايی بود که با صدای غلامحسين بنان اجراشد. اعضای ارکستری که اين قطعه را در راديو اجرا کردند هنرمندان برجسته ای چون ابوالحسن صبا، حسين ياحقی، مرتضی محجوبی، علی تجويدی، حبيب اله بديعی، محمد مير نقيبی، نصراله زرين پنجه، حسينعلی وزيری تبار، و حسين تهرانی بودند. اين پيشکسوتان و استادان مسلم موسيقی، اثر اين آهنگساز جوان هجده ساله را اجرا کردند.ياحقی از بهترين تکنوازان برنامه بسيار برجسته گلها بود و در عمر هنری خود صدها آهنگ زيبا ساخت. او در جوانی با حميرا خواننده خوش صدای موسيقی ايرانی ازدواج کرد. اگر چه اين زندگی مشترک شش، هفت سال بيشتر به طول نيانجاميد اما تاثير عميقی در زندگی هنری اين دو هنرمند داشت. در اين مدت آثار ماندگار بسياری از ياحقی با صدای حميرا به جا مانده است که از آن ميان می توان به صبرم عطا کن، مرانفريبی، هديه عشق، بهار نورسيده، مراتنها نگداری، پنجرهای به باغ گل اشاره کرد. بعد از جدايی نيز دوستی و علاقه اين دو هنرمند با يکديگر باقی ماند و آنها تا همين اواخر { قبل از مرگ } نيز از حال يکديگر سراغ می گرفتند. ياحقی سال های بعد از انقلاب را در خلوت گذراند و تمايلی به ادامه همکاری با راديو و انتشار آلبوم های موسيقی نکرد. اما برخلاف آنچه همه گمان می کردند او اين سال ها را بيکار ننشسته بود و در خانه اش به کمک سيستم ضبط خانگی اش به ضبط تکنوازی و آثاری از خود مشغول بود. علاوه بر اين ياحقی همنوازی های زيادی با استادان به نام موسيقی ايرانی، از جمله جليل شهناز، فرهنگ شريف، حسن کسايی، معروفی، فضل الله توکل، ناصر فرهنگ فر و ديگران دارد. ياحقی در اواخر عمر همچنان با ساز خود دمساز بود. از او در سال های اخير چند اثر تکنوازی و همنوازی خود از جمله راز و نياز ،طوبی منتشر شده بود.
در نهایت ؛ در موسیقی خود ساخته بود و خلاقیت های فراوانی داشت. آهنگ ساز و در ویولن صاحب سبک بود. شیرین و مسلط ساز می زد. موفقیت او به این دلیل بود که عشق در کارهایش نمایان است. او هنرمندی بود بی جانشین . در ميان نوازندگان بيشمار ويولن، کسانی که توانستند به سبک و شيوه ای در نوازندگی ويولن در موسيقی ايرانی برسند، کم اند. پرويز ياحقی، در اين ميان از کسانی بود که صاحب سبک بود .استادان حسن کسایی ، پرويز ياحقی و منوچهر همايون پور در تهران با هم مانوس و همنشين بودند . به ديگران توهين نمی کنم اما جانشينی برای او نداريم. اين موسيقی کليشه ای امروز با آنچه آن عزیزان اجرا می کردند تفاوت دارد. انشاءالله موسيقی ما به مقام و شخصيت خود بازگردد. بدانيم که ياحقی ها به اين زودی ها دوباره پيدا نمی شوند و به دستمان نمی رسند. مثل پايورها و شهناز ها که در منزل افتاده اند و در سن کهولت هستند و يا علی تجويدی ها و حبيب الله بديعی ها جايگزين نمی شوند. اميدوارم خداوند تفضلی کند تا موسيقی ايرانی از بين نرود و بازهم ادامه پيدا کند. ضمنا آخرين اثری که پرويز ضبط شده ، به سه سال پيش باز می گردد و شامل بيش از ده ساعت هم نوازی با فضل الله توکل است . که بخش هايی از آن قرار است به زودی منتشر شود .
حاطره ای از مهستی جان عزیزم :
در کشاکش روی کار آمدن خواننده ای (خانم حمیرا می باشد – توضیح از وبلاگ گلها) که با خواندن ترانه های مشهور استاد تجویدی نظیر ترانه های : صبرم عطا کن و پشیمانم و ... ، که شوق و شور بسیاری در جمع علاقه مندان موسیقی به پا کرده بود ، روزی استاد پرویز یاحقی به من تلفن زد که خیلی سرت گرم است و دوستان قدیم را فراموش کرده ای . یک خواننده جدید به وسیله آقای رهی معیری به من معرفی شده ، دلم می خواهد تو هم صدای او را بشنوی .
در یک روز زمستانی که برف زمین و زمان را پوشانده بود ، به کلاس آقای یاحقی رفتم ، بعد از مدتی دختری جوان از در وارد شد ، با دیدن من که کلاه پوستی زمستانی به سر داشتم سری تکان داد و چون می دید پرویز توجه زیادی به من دارد ، مثل اینکه انتظار داشت من را به او معرفی کند . قرار شد چیزی بخواند ، شروع به خواندن تصنیف های : صبرم عطا کن ، و بی همزبان نمود که در آن روزها شهرت فراوانی داشت .پرویز گفت : می دانی این اشعاری که می خوانی از کیست ؟ گفت درست نه ، ولی مثل اینکه از آقای بیژن ترقی است . پرویز گفت : این هم آقای بیژن ترقی که در مقابلت نشسته . من هم از صدای او تعریف کردم و قرار بر این شد که آهنگهائی را که یاد گرفته فراموش کند تا ما بتوانیم قدرت و سبک واقعی صدای او را پیدا کنیم . در روز معینی که آقای یاحقی آهنگش را ساخته بود ، ایشان مجدداً به کلاس موسیقی آمدند . چند فراز تا نیمی از شعر و آهنگش را که یکی دو ساعت قبل از ورود او ساخته بودیم از نظر اینکه ببینیم استعداد فراگیری و اجرای او تا چه پایه است مرور می کردیم . من گفتم : هر چند شعر و آهنگ هنوز ناتمام است ، او تا همین جائی را که ساخته شده ، بخواند تا بعد. ک رمانس در اول آهنگ وجود داشت ، که شعرش به این گونه ساخته شده بود :
بی خبر ماندی ز حالم زآنچه آمد بر سر من / عاقبت طوفان عشقت ، می برد خاکستر من
آنکه دلم را برده خدایا ، زندگیم را کرده تبه کو / آنکه دلم را برده خدایا ، زندگیم را کرده تبه کو
آن را که شروع به خواندن کرد ، گفتم پرویز جان ، بهتر نیست از جهت آنکه قدرت صدای ایشان را بسنجیم ، تا آنجا که ممکن است کوک ساز را بالا ببری ، تا ببینیم قدرت صدای او تا چه حد است ؟ پیشنهاد من پذیرفته شد . ناگهان اوج صدای او ، آنچنان فضای کلاس را پر کرد که ما به حیرت افتادیم . من احساس کردم از تبلور صدای او تمام چراغ های وجود من روشن شد . آقای یاحقی هم نگاه تحسین آمیزی به او کرد و گفت : فکر نمی کردم بتوانی از عهده خواندن در این کوک بالا برآئی . به خاطر دارم روزی که در استودیوی رادیو این برنامه ضبط می شد ، عده ای از موسیقی دانان و اولیا رادیو سر شوق آمده او را تشویق می کردند . موقعی که بعد از چند مرتبه تمرین ، آهنگ ضبط شد و در اطاق فرمان ، خود او صدایش را می شنید ، قدرت ایستادن روی پا را نداشت . روی صندلی افتاده مست صدای خود شده بود . نامی که در همان ایام برای شهرت رادیوئی او انتخاب شده مهستی بود . مطلب بالا از کتاب " از پشت دیوارهای خاطره " که سال پیش بوسیله آقای بیژن ترقی منتشر شد ، توسط دوست خوبمان آقای مجید معظمی بازنویسی شده است.

مروری کوتاه بر زندگی پرویز یاحقی و تصنیف زیبای آنکه دلم را برده خدایا با صدای مهستی
مصاحبه رادیویی را دانلود کنید
http://www.4shared.com/file/36590173/36f2ee24/yahaghi___mahasti.html?dirPwdVerified=40842ec7
دانلود ساز و آواز استاد پرویز یاحقی
صدای استاد پرویز یاحقی به همراه ویولون ایشان
http://www.4shared.com/file/36484817/114adb76/sazo_avaze_parviz_yahaghi.html?dirPwdVerified=2ce9857f
یکی از بهترین همکاری های استادن یاحقی ، معروفی و شهناز با عنوان طوبی
دانلود کنید
http://www.4shared.com/file/36592827/e9302d7c/01_online.html?dirPwdVerified=40842ec7

پرویز یاحقی روی ویکی پیدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Parviz_Yahaghi
+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت
19:5 |