کلمه الله هی العلیا
یا عماد من لا عماد له
قبل از هر چیز { تم اصلی پست امروز باران است } به مناسبت روز جهانی معلولین می خواهم این بند را بنویسم ... حداقل کاری از دستم بر می آمد { البته ما باید 100% شکر گزار نعمت سلامتی از خداوند باشیم }
.... که در آفرینش ز یک گوهرند
یکی از عزیزانم می گفت { حالا ممکن است بپرسید که من چقدر عزیز دارم .... } : در بعضی کشورها ... اگر به مشکلی حل نشدنی و سخت برخوردی ، اگر جایی گیر افتادی که نمی توانستی از آن رهایی یابی ، اگر دستت خالی بود و پشتت خالی تر ، یک راه تضمین شده داری برای آنکه همه کمکت کنند . آن هم این است که روی صندلی چرخ دار بنشینی ؛ آن وقت دیگر شک نداشته باش که نه تنها پلیس یا اهالی دولت و شهرداری ، که همه شهر و کشور به یاری ات می شتابند ، آنوقت تو حتما شان و ارزشی حتی بالاتر از یک شهروند بومی می یابی .... حالا هم وطن عزیزم قضاوت اینکه چنین تعبیری چقدر توی مملکت ما { که اتفاقا ادعای مسلمانی مان گوش فلک و حتی خودمان را کر کرده } رنگ واقعیت دارد را منوط به وجدان خفته یا بیدار خودم و خودتان می گذارم . بیاییم حداقا برای یک روز هم شده به هموطن هایی که معلولند به چشم احترام بنگریم و درکشان کنیم ، ناسلامتی ما ایرانی هستیم ؛ نشنیده اید که می فرماید :
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
حالا برویم سراغ حکایت اصلی خودمان ؛

باید کاری کرد
کشیشی را شندیدم در کلیسا / سخن می گفت از احکام عیسی(ع)
کسی تان گر زند سیلی به رخسار / میاشوبید بر وی هیچ زنهار
اگر بر راست زد ، چپ پیشش آرید / وگر چپ ، راست نزدیکش بیارید
ز جا برخاست ماهی عنبرین موی / گشود از یکدیگر لعل سخن گوی
که بر سیلی ، این حکم مبین است / و یا در بوسه هم ، حکم این چنین است
دارد باران می آید . چند روز است می آید . بعداز ظهرها ، نصف شب ، دم صبح ، هر وقت که عشقش بکشد . وقتی باران می آید ، من نمی توانم تلوزیون تماشا کنم یا کتاب بخوانم یا فکر کنم یا جمله حکیمانه ای را که داشتم درباره کسی یا چیزی می بافتم ، تمام کنم . می روم کنار پنجره ؛ دستم را می گیرم زیر باران ، بعد لباس می پوشم ، می روم توی خیابان . صورتم را می گیرم به سمت آسمان تا خیس شود . ولی هنوز راضی نیستم . هنوز اضطراب دارم . اضطراب کسی که یک چیز خوبی ، یک اتفاق خوبی دارد برایش می افتد و او هیچ ایده ای برای روبرو شدن با آن نداشته . فکر می کنم باید کار مهمتری انجام داد . باید یک کاری کرد . کاری بیشتر از تماشا کردن ، قدم زدن و خیس شدن . این اتفاق عجیب که با تمام آشغال هایی که در طول روز و شب می بینی و می شنوی ، فرق دارد . ارزشش بیشتر از اینهاست و آن وقت تو داری فقط نگاه می کنی . باید کار مهمتری کرد . بعد همانطور که دارم غصه این را می خورم و تند وتند و دستپاچه از این فکر به آن فکر می پرم که پیدا کنم راه بیشتر و بهتر لذت بردن از این شگفتی را ، باران بند می آید و من برمی گردم خانه . یاد تمام جمله ها و کلمات قصاری که از این و آن ، درباره این که باید از لحظه ، لذت برد ، می افتم . فکر می کنم این ، هنر کوفتی است که من هیچ وقت یادش نمی گیرم . تمام لحظه های خوب زندگیی ام را همین طور خراب کرده ام ، با اضطراب این که حالا چه کار کنم که این لحظه خوب هدر نرود ؟!! چه کار مهمی بکنم ؛ بهتر است ؟!! و این طوری تمام این لحظه های خوب تمام شده اند ، دود شده اند و رفته اند هوا . این روزها هم دارم به جوانی ام و تمام شدنش فکر می کنم . این که چه کار کنم خوب است که این تحفه ، هدر نرفته باشد و همین طور که دارم به این فکر می کنم و فکر می کنم ، روزها ، شب می شوند و هفته ها به ماه می کشند و ... بله !!!!! باز دارد باران می آید ، باید کاری کرد ... . ... .
بسیار خوب ؛ در همین راستا ، اینجا دوست دارم شما عزیزان را با یکی از ایدآل هام معرفی و آشنا کنم

سیاتل همیشه ابری ، رویا شهر من است
یکی از شهرهایی که به بارش باران معروف است ، شهر سیاتل در شمال امریکاست { نمای سیاتل مثل سایر شهرهای امریکا از جمله نیویورک و شیکاگو پر از برج است }. اگر بخواهم تعریف یک خطی از سیاتل را برایتان بنویسم ، باید بنویسم : با نفوذترین قطب تجاری شمال غرب اقیانوس آرام . این شهر با جمعیتی بالغ بر نیم میلیون در ایالت واشنگتن واقع شده است . در زمستان تقریبا تمامی روزها ، آسمان سیاتل ابری است ، اما باران همه روز نمی بارد . میزان بارش در این شهر زیر 1000 میلی متر است ؛ این درحالیه که برای نیویورک بالای 1000 میلی متر است . اما تفاوت اینجاست که سیاتل 201 روز ابری در سال دارد و این خود یک رکورد به حساب می آید . تابستان خشک و زمستان مرطوب این شهر ، شباهت بسیاری به آب و هوای مدیترانه ای دارد . در سیاتل و در فاصله ماه های اکتبر تا می از هر 7 روز هفته 6 روز ، ابری یا نیمه ابری است . خیلی جالب است که در این ایام کسی رنگ خورشید را نبیند . استاندارد بالای این شهر باعث شده ، تنها تغییرات کوچکی به هنگام باران مشاهده شود . شهروندان به وضعیت آب و هوایی سیاتل کاملا عادت کرده اند و همواره انتظار باران را می کشند .
سیاتل روی ویکی پیدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Seattle
وب سایت مرکزی شهر زیبای سیاتل
http://www.seattle.gov
برای آنایی هم که هنوز بی خبرن ، 3 تا خبر دارم ... .

پيش به سوي بلژيکي ها
باور کردنش سخت است اما به نظر مي رسد بلژيک هر روز به تجزيه و فروپاشي نزديک تر مي شود . بيش از صد و هفتاد روز است که گروه هاي سياسي بلژيک به هيچ توافقي نمي رسند و اين کشور بدون دولت باقي مانده . حتي حضور خياباني مردم و درخواست نزديکي دولتمردان به يکديگر هم نتوانسته از بحران بلژيک بکاهد . بخش فرانسوي زبان و آلماني زبان اين کشور هم وسط بلبشوي سياسي به اين نتيجه رسيده اند از سرزمين مادر جدا شوند و به گستره سياسي فرانسه و آلمان بپيوندند . چه کسي باور مي کند بلژيک آرام و کم حاشيه اينچنين گرفتار جار و جنجال شود اما اوضاع آنقدر بحراني است که ليبراسيون براي بررسي حوادث سياسي بلژيک يک شماره ويژه تدارک مي بيند؛ پيش به سوي بلژيکي ها .

آغاز پيش فروش بليت هاي جشنواره موسيقي فجر
از روز سه شنبه 20 آذر پيش فروش بليت هاي بيست وسومين جشنواره بين المللي موسيقي فجر آغاز خواهد شد . به گزارش روابط عمومي دفتر موسيقي ، جدول قطعي برنامه هاي جشنواره تا پايان اين هفته اعلام خواهد شد و حداکثر تا روز سه شنبه 20 آذر پيش فروش بليت برنامه هاي مختلف جشنواره نيز آغاز خواهد شد . 10 تا 15 درصد ظرفيت هر سالن به دانشجويان اختصاص خواهد يافت و دانشجويان و نيز هنرجويان هنرستان هاي موسيقي مي توانند با ارائه اصل و تصوير کارت دانشجويي خود در مکان خاصي که متعاقباً اعلام خواهد شد، بليت برنامه هاي مورد نظر خود را دريافت کنند . { ضمنا تصویر مربوط به پوستر سال گذشته می باشد }

نهایتا در بخش معرفي وب سايت اين بار
براي کودکان کتاب بخوانيد
صبر کنيد، درست است که سايت به زبان انگليسي طراحي شده است اما در بخش read books با انتخاب گزينه books by country مي توانيد از روي نقشه موجود، قاره مورد نظر و سپس کشور مورد نظرتان را انتخاب کنيد . 377کتاب کودک به زبان فارسي در اين سايت موجود است که مي توانيد به راحتي آنها را دانلود کرده و حتي تصاوير آنها را مشاهده کنيد .
http://www.childrenslibrary.org
+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت
20:28 |