تبليغاتX
pillar

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

همنشینی در جهنم یا زنگ آخر و درگیری های فلسفی

 

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

 

  دوباره فصل علم آموزی شروع شده و من دوباره درگیر این هستم که این درس و مشق کی می خواهد تمام بشود . دوباره این سوال برایم به وجود آمده که چرا رفتم دانشگاه ؟!! حالا که بیرون آمدم چه کار می خواهم بکنم ؟!! درس چقدر برایم فایده داشته و از این حرف ها . اصلا این موقع که می شود ، به فلسفه درس خواندن شک می کنم . یاد روزهای پر دلهره مدرسه می افتم . روزهای پر از کابوس مدرسه هایی که هیچ کدامشان شبیه مدرسه های توی کارتون نبود : ناظم های سیبیلو با آن خط کش های 50 سانتی فلزی شان و دانش آموزانی که همیشه نگران نمره انضباط هستند ، نگران اخراج و تنبیه . خبرچین هایی که ناظم دوستشان دارد و بچه درس خوان های خودشیرینی که همیشه ردیف اول می نشینند و خسیسی شان می آید سر زنگ املا پاک کن قرض بدهند به آدم . زنگ تفریح هایی که همیشه با اضطراب می گذرد ، با کابوس ننوشتن جریمه ها و امتحان  زنگ بعد .... . کلاس هایی که معمولا  دوزار نمی ارزد برای آدمی که نمی داند چرا باید 12 سال 6 صبح از خواب بیدار شود و برود مدرسه . نمی داند برای چی و برای کی ؟!!!!

  این جور موقع ها می روم توی کلاس سوم ب طبقه دوم آن ساختمان خاکستری حوالی میدان پارس : تکیه دادم به پنجره یخ زده ، لپم قرمز می شود ، وقتی این کار را می کنم . سهراب رفیق قدیمی ام ، کنار سطل آشغال یک لنگه پا ایستاده ، دوباره جریمه اش کردند ، مجله خواندنی هایش  هنوز توی جامیزی باز است . همان جایی که بهرام شاگرد اول کلاس دارد آشغال تراشش را خالی می کند ... . درس می دهد معلم به در و دیوار و نیمکت ها و من گوشه میز یادگاری می نویسم : زنگ آخر !!!!! .  و الان سال هاست که منتظرم زنگ آخر برسد . وقتی که دیگر دلهره درس پس دادن نداشته باشم . این اتفاق بالاخره می افتد ، اما من مطمئنم آن موقع هم فلسفه این باید را هنوز نفهمیدم .... .    

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت 15:34 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز نهم ماه رمضان

اللهمّ اجْعَلْ لي فيهِ نصيباً من رَحْمَتِكَ الواسِعَةِ واهْدِني فيهِ لِبراهِينِكَ السّاطِعَةِ و خُذْ بناصيتي الى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِكَ يا أمَلَ المُشْتاقين.

خدايا در اين ماه، بهره اى از رحمتِ بيكرانت برايم قرار بده
و در آن به راه‌هاى درخشانت راهنمايي‌ام كن
و عنانم را به سوى رضايتِ همه جانبه‌ات در اختيار بگير،
به محبت خودت اى آرزوى مشتاقان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 30 شهریور1386 و ساعت 16:2 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

شاعر مردم و کوچه

 

 

پشت این نقاب خنده، پشت این نگاه شا د  / چهره خموش مرد دیگری است  / مرد دیگری که سالهای سا ل  / درسکوت و انزوای محض  / بی‌امید بی‌امید بی‌امید زیسته / مرد دیگری که پشت این نقاب خنده  / هرزمان به هربهانه / با تمام قلب خود گریسته

 

فردا سالروز تولد شاعري است که مي توان او را از پرخواننده ترين شاعران معاصر فارسي دانست. اين شاعر از جمله شاعران موفق نيمايي است که آثارش توسط هر دو گروه خوانندگان عام و خاص مورد توجه قرار گرفته است. شعر «کوچه» او توسط خوانندگان متفاوتي خوانده شده و يکي از معدود شعرهاي معاصر است که بسياري آن را از بر دارند.فريدون مشيري که در سال 1379 و در 74 سالگي درگذشت، از همان سال هاي نخست کودکي اش به شعر علاقه خاصي داشت. او در اين سال ها به شعر کلاسيک و به ويژه غزل و مثنوي توجه ويژه يي داشت. کمي بعد مشيري با دستاوردهاي شعر نيما آشنا شد، اما هرگز شعر کلاسيک را فراموش نکرد. آنچه را که در اين ميانه پديد آمد، «نوکلاسيک» ناميدند. دکتر عبدالحسين زرين کوب درباره اين شاعر گفته است؛«با چنين زبان ساده، روشن و درخشاني است که فريدون واژه به واژه با ما حرف مي زند؛ حرف هايي را مي زند که مال خود او است، نه ابهام گرايي رندانه شعر او را تا حد هذيان نامفهوم مي کند و نه شعار خالي از شعور آن را وسيله مريد پروري و خودنمايي مي سازد.»مشيري که در سال 1333 ازدواج کرده، در بسياري از مجلات مطرح ادبي همکاري نزديک داشته که از جمله آنها مي توان به «سخن»، «گشوده» و «سپيد و سياه» اشاره کرد. مهمترين کتاب هاي او «تشنه توفان»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «از خاموشي»، «مرواريد مهر»، «آواز آن پرنده غمگين» و «دلاويزترين» هستند.

 

چقدر حیف است که این شعر زیبای فریدون خان را با هم نخوانیم ، من هم که متولد اول مهر .......

 

چشم صنوبران سحر خيزبر شعله بلند افق خيره مانده بود .

دريا ، بر گوهر نيامده ! آغوش مي گشود .

سر مي كشيد كوه، آيا در آن كرانه چه مي ديد ؟

پر مي كشيد باد، آيا چه مي شنيد، كه سرشار از اميد،

با كوله بار شادي، از دره مي گذشت ،در دشت مي دويد !

هنگامه اي شگفت ،يكباره آسمان و زمين را فرا گرفت !

نبض زمان  و قلب جهان، تند مي تپيد

دنيا ، در انتظارمعجزه ... :

 

 

مجموعه اشعار فريدون مشيري

http://www.iranactor.com/belles/MOSHIRI/default.htm

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:16 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز هشتم ماه رمضان

 

اللهمّ ارْزُقني فيهِ رحْمَةَ الأيتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الكِرامِ بِطَوْلِكَ يا ملجأ الآمِلين.

خدايا ترحّم بر يتيمان
و اطعام مردم
و اظهار سلام
با صدايي رسا و دوستي با كريمان را در اين روز روزيم نما،
به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:12 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

آیا من همین آدم بدبختی هستم که می بینید ؟!!!

 


ماشینیست رو امروز برای هشتمین بار دیدم. Christian Bale توی این فیلم شخصیت خیلی خیلی جذابی داره برای من . بطور احمقانه ای فک می کنم شبیه خودمه . برخوردهاش- زندگی کردنش- افکار مالیخوئیاییش- توهماتش و از همه مهمتر تمایل عجیبی که مثل من به اذیت کردن خودش و درگیر کردن خودش با هر چیزی داره...

 

 

 

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Machinist

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:57 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

وقتي دوربين چي هاي تلويزيوني را مي بينيد ، نگران نشويد و دل تان براي مصاحبه و حرف هايي که بايد بزنيد شور نزند (به عکس نگاه کنيد ؛ کاغذ زير دوربين) آنها فکر همه جا را کرده اند و حرف هايي را که بايد بگوييد برايتان نوشته اند. فقط بايد چند بار از رويش بخوانيد تا مشکل توپوق زدن تان حل شود، هر چند که توپوق زدن و من و من کردن مي تواند ماجرا را طبيعي جلوه دهد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:30 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعای روز هفتم ماه رمضان

 

اللهم اعني فيه علي صيامه و قيامه، و جنبني فيه من هفواته و آثامه، و ارزقني فيه ذكرك بدوامه، بتوفيقك يا هادي المضلين


خدايا! در اين ماه و روز مرا به روزه گرفتن و شب زنده داري ياري فرما، و مرا در اين ماه و روز از لغزشها و گناهانش دور گردان، و در اين ماه و روز، ذكر و ياد دائمي و بي وقفه را روزي ام فرما، به حق توفيق بخشي ات اي خداوندي كه راهنماي گمراهان هستي

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 16:29 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

تصوير شما روی ماه

 



   اگر شما می‌توانستيد يک تصوير و يک پيام به ماه بفرستید، انتخابتان چه بود؟ اين سؤالی است که مؤسسه غيرانتفاعی «جايزه ايکس»، مؤسسه‌ای که متعلق به «انوشه انصاری» فضانورد ايرانی‌الاصل است،
 از همه خواسته تا به آن جواب دهند. اين مؤسسه پیشتر جايزه‌ای ۱۰ ميلیون دلاری به نام «جايزه ایکس انصاری» بنیان نهاده بود. جايزه «ايکس انصاری» به نخستین فضاپيمای خصوصی تعلق می‌گرفت که طی دو هفته، دو بار به ارتفاع ۱۰۰ کيلومتری زمين سفر کند. چهار تيم از هفت کشور، در این رقابت شرکت کردند و فضاپیمای «اسپيس شيپ وان» با پروازهای موفقش در هفتم و دوازدهم مهر ۸۴ برنده مسابقه شد.

حالا اين مؤسسه به موازات برگزاری مسابقه‌ای جديد، اعلام کرده که طی برنامه‌ای موسوم به «برنامه ميراث ماه» تصاوير و پيام‌های عمومی را در قالب يک دی‌وی‌دی به ماه خواهد فرستاد.

اين ایده از يک عکس خانوادگی متعلق به «چارلز دوک» که در آوريل ۱۹۷۲ گرفته شده، وام گرفته شد. زمانی که دوک به سطح کره ماه رفت. يکی از وسايل شخصی او عکسی خانوادگی بود که نوشته‌ای در پشت آن خودنمايی می‌کرد. اين عکس یه يادگار روی کره ماه ماند و پس از ۳۵ سال تنها يادبود چندرسانه‌ای بشر روی کره ماه است.

اکنون هر کسی با اهدای ۱۰ دلار به مؤسسه «جايزه ايکس» می‌تواند یک عکس ديجیتالی با حجم يک مگابايت با حفظ موازين اخلاقی و حق کپی‌رایت به همراه يک پيام کوتاه در اين دی‌وی‌دی داشته باشد. همه پيام‌ها و تصاوير در يک دی‌وی‌دی ۱۷ گيگابایتی دولايه و دورو توسط فضاپیمای برنده مسابقه، روی کره ماه قرار خواهد گرفت. تعداد دی‌وی‌دی‌های ارسالی به تعداد تصاوير بستگی خواهد داشت. پيام‌ها در وب‌سایت اختصاصی «گوگل لونار ايکس پرايز» بارگذاری می‌شوند. کاربران علاوه بر توانایی ويرايش پيام‌های شخصی خود می‌توانند تصاوير دیگران را مشاهده کنند.

 

”ما مطمئن هستيم که تيم‌ها از همه جای دنيا، برای گسترش فناوری جديد روبوتک و حضور مجازی تلاش خواهند کرد که به طور چشمگيری باعث کاهش هزینه اکتشافات فضايی خواهد شد. 

دکتر پيتر اچ. دايمانديس، مدير مؤسسه «جايزه ايکس»

 

«سارا اون» معاون اين مؤسسه عقیده دارد که برنامه ميراث ماه، به رقابت کمک خواهد کرد و انگيزه‌ای عمومی فراهم می‌آورد. در برنامه مشابهی که سازمان فضايی آمريکا (ناسا) در گذشته برگزار کرد تا يک آلبوم طلای چندرسانه‌ای را توسط ماهواره «مسافر» (Voyager) به فضا ببرد، جایی برای مشارکت عمومی در نظر گرفته نشد. بر خلاف پروژه ناسا، اين بار همه مردم فرصت دارند تا تصاویر دلخواهشان را به ماه بفرستند. فرصتی که «یک بار برای همیشه» نیست و اگر برنامه ریزی های این مؤسسه به نتیجه برسد، باز هم تکرار خواهد شد.



چه کسی عکس مرا جابه‌جا خواهد کرد؟


 

جایزه  30 میلیون دلاری:

جايزه بزرگ ۲۰ ميلیونی: برای تيمی که روبوتی را بر سطح کره ماه بنشاند. این روبوت بايد ۵۰۰ متر روی سطح کره ماه حرکت کرده و پس از ارسال تصاوير باکيفيت از سطح کره ماه، به زمين برگردد.
مهلت: ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲. در غير اين صورت ۱۵ ميلیون دلار. مهلت: ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴

 

جايزه دوم ۵ ميليونی: برای تيمی تعلق می‌گيرد که بتواند تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ کارهای فوق را دوباره انجام دهد.پاداش ۵ ميليونی: برای تيمی است که مأموريت‌های اضافه‌ای را انجام دهد. مثلاً مسافتی بيش از ۵ کيلومتر بپیمايد، از يک ساخته دست بشر عکس‌برداری کند (مانند سخت‌افزار آپولو)، آب يا يخ بيابد يا مدت یک شب قطبی قمری (تقريباً ۱۴.۵ روز زمینی يا نيم ماه قمری) در ماه اقامت کند.

 

 شرکت گوگل و مؤسسه «جايزه ايکس» در مسابقه جدید خود، به نخستین تيم آماتور که يک روبوت را روی سطح کره ماه فرود آورد، جايزه‌ای معادل سی ميليون دلار اهدا می‌کنند.این جايزه نفيس باعث می‌شود تيم‌های بيشتری تلاش کنند تا به ماه برسند و شانس رسيدن بسته چندرسانه‌ای مذکور به ماه افزايش خواهد یافت. برنامه فعلی اين است که نيمی از پول‌های اهدا شده به «برنامه ميراث ماه» به تيم‌های شرکت‌کننده اختصاص داده شود و نيم دیگر صرف هزينه آموزش و توسعه اين برنامه شود. سال گذشته در چنين روزهایی (۲۳ شهریور ۸۵) انوشه انصاری توانست به عنوان نخستين فضانورد ايرانی، نخستين زن و چهارمين نفری که هزينه سفر فضايی خود را پرداخت کرده، به فضا سفر کند. سايوز 9، فضاپیمای حامل وی پس از قرار گرفتن در جو زمين، با موفقيت به ايستگاه بين‌المللی فضايی ملحق شد و در سحرگاه ۷ مهر ۱۳۸۵ همراه با دو تن از فضانوردان ايستگاه بين‌المللی فضايی به زمين بازگشت.

 

 

 

سايت اختصاصی جايزه ايکس قمری گوگل

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:34 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

کاتالونيا ميهمان پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت

 

 

پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت در فاصله يک ماه مانده به برگزاري، برنامه هاي خود را به طور کامل اعلام کرده و دنياي نشر، خود را براي استقبال از اين مهمترين رويداد حوزه کتاب جهان آماده مي کند. روز گذشته خبرگزاري هاي معتبر از حضور نويسندگان کاتالونيايي به عنوان ميهمانان امسال نمايشگاه فرانکفورت خبر دادند. از سوي ديگر، اين نمايشگاه در سال جاري با وسعت دادن به فضاي کاري خود، ناشران بيشتري را در برخواهد گرفت و اين نکته در شرايطي روي مي دهد که هنوز هيچ خبر رسمي از سوي نهادهاي مرتبط در مورد حضور ناشران ايراني براي حضور در اين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت مخابره نشده است.حضور ناشران ايراني در سال هاي گذشته همواره با دلسردي توأم بوده است، چرا که ناشران دولتي به طور معمول رغبت چنداني براي معرفي آثار خود ندارند و ناشران خصوصي نيز به دليل عدم پذيرش قانون کپي رايت از سوي ايران، نفعي براي حضور خود در اين نمايشگاه نمي بينند، چرا که نمايشگاه کتاب فرانکفورت، برخلاف نمايشگاه کتاب تهران کتابفروشي را در سرلوحه کار خود ندارد و بيشتر محلي است براي ديدار ناشران، نويسندگان و ساير اهالي شخصيت هاي صنعت کتاب تا ضمن ديدار با هم حقوق مادي و معنوي کتاب را با يکديگر رد و بدل کنند.پنجاه و نهمين دوره نمايشگاه کتاب فرانکفورت از دهم تا چهاردهم اکتبر (18 تا 22 مهرماه) برگزار مي شود و فضاي آن به نسبت سال گذشته 30 درصد افزايش يافته است، به اين ترتيب که امسال 7هزار و 300 شرکت کننده از سوي 110 ناشر در نمايشگاه حضور مي يابند و فضاي نمايشگاه نيز به صد و هفتاد هزار متر مربع افزايش يافته است. به گفته مدير نمايشگاه فرانکفورت بيش از هزار نويسنده در اين نمايشگاه شرکت مي کنند که برخي از آنها از جمله کاترينا هکر، کيوان دساي، اورس ويدمر، اوه تيم و يان مک ايان از برجستگان ادبيات معاصر به حساب مي آيند. از سوي ديگر، دويست نويسنده کاتالونيايي نيز در نمايشگاه امسال شرکت مي کنند و اين حضور از آن رو است که مسوولان نمايشگاه فرانکفورت، اين منطقه خودمختار را امسال ميهمان جشن بزرگ ادبي شان کرده اند. در سال هاي گذشته کشورهايي از جمله هند و روسيه ميهمان هاي افتخاري فرانکفورت بودند.

يکي ديگر از اخبار جالب نمايشگاه فرانکفورت امسال که همچون سال هاي گذشته پذيراي نويسندگان، ناشران، کتابفروشان، دست اندرکاران کتابفروشي ها، خبرنگارها و کتابخوان هاي حرفه يي است، آزاد شدن کشيدن سيگار در فضاي اين نمايشگاه فرهنگي است. از سويي ديگر، امسال چند کشور نيز حضور گسترده يي در نمايشگاه دارند که يکي از آنها چين است که حضورش در نمايشگاه امسال 30 درصد افزايش داشته است. اين نکته نيز با اعتراض برخي از ناشران همراه بوده، چرا که چين يکي از کشورهايي است که در مورد رسانه هاي الکترونيکي، چندان پايبند کپي رايت نيست و در نمايشگاه کتاب فرانکفورت، علاوه بر فروش حقوق کتاب هاي چاپي، خريد و فروش کپي رايت کتاب هاي الکترونيکي نيز در جريان خواهد بود. پرو و نيکاراگوئه نيز بعد از چندين سال، در اين دوره شرکت مي کنند. يکي از موضوعات محوري در نمايشگاه کتاب فرانکفورت امسال، بحث متون و آموزش ديجيتالي است. نقش اين رسانه ها به عنوان رقيب متون چاپي مرکز اين بحث ها خواهد بود.کارشناسان و مسوولان نمايشگاه اميدوارند که امسال نيز نمايشگاه با استقبال روبه رو شود. سال گذشته 300 هزار نفر از اين رويداد بزرگ فرهنگي ديدن کرده بودند.

 

راز 60 ساله تونل هاي فرار

 

 

کشف ده ها تونل زير زميني از خطراتي که زندانيان براي رهايي از دست نازي ها به جان مي خريدند پرده بر مي دارد. فرار از زندان هاي مخوف نازي ها چنان غير ممکن بود که همواره از آن با عنوان فرار بزرگ ياد مي شد.باستان شناسان لهستاني در حفاري هاي خود با شکل اتفاقي موفق به کشف 100 تونل مخفي براي فرار از زندان هاي نازي ها شده اند. در گذشته تنها سه تونل تام، ديک و هري که به فيلم ها راه يافته بودند بسيار مشهور بود اما اين روزها تونل هاي جالب تر و خطرناک تر روي خود را به نسل امروز نمايانده است.اين کشفيات نشان مي دهد که زندانيان متفقين که ريچارد اتنبرو و استيو مک کويين در فيلم فرار بزرگ نقش آنها را ايفا کرده اند هيچ گاه حاضر به پذيرفتن شرايط خود نبوده و هميشه در تلاش براي رقم زدن آينده يي متفاوت بوده اند.زندانيان که اکثر آنها را افسران جوان نيروي هوايي تشکيل مي دادند به خوبي مي دانستند اگر هنگام فرار دستگير شوند چيزي جز اعدام در انتظارشان نخواهد بود.در مارس 1944 از 76 زنداني که در تلاش براي فرار کردن از زندان هاي نازي ها بودند تنها سه نفر موفق شدند خود را نجات دهند. بقيه آنها بلافاصله دستگير و توسط گشتاپو اعدام شدند.نگهبان ها موفق به کشف سه تونل شدند. تام و هري زندانيان را به ساختن تونلي تشويق کرده بودند که آنها را تا دل جنگل راهنمايي مي کرد. جنگل براي اين زندانيان پوشش قابل اعتمادي به حساب مي آمد و آنها را از خطر دستگير شدن دور مي کرد. با اين وجود براي بيش از 60 سال تعداد تونل هاي فراري که به دست زندانيان ساخته شده بود نامعلوم ماند تا اين که باستان شناسان دانشگاه کلي و کالج لندن از رادارهاي زميني خاصي براي کشف آنها بهره گرفتند.دانشمندان در حال خارج کردن بقاياي تونل ديک هستند. آنها پس از کشف راه ورودي اين تونل به کمک رادارها موفق شدند از اسرار اين تونل بي نهايت معروف پرده بردارند.آنها از داخل اين تونل بقاياي يک کت، تکه پاره هايي از کتاب آموزش زبان آلماني، يک مسواک، و چند تيله پيدا کردند.زندانيان از قوطي هاي خالي شده شير براي ايجاد يک مسير تهويه ابتدايي در تونل ها استفاده مي کردند.پيتر دويل يکي از زمين شناساني که از اين تونل بازديد کرده بيان داشت به احتمال زياد حدود هزار نفر بايد براي ساخت اين تونل با هم همکاري کرده باشند.او گفت؛ «ساخت اين تونل قدم بسيار بزرگ و سختي بود. ما موفق به کشف تونل هاي متفاوتي شده ايم که همه آنها بسيار عميق و با دهانه يي پهن هستند تا امکان فرار عده زيادي را فراهم کنند. البته تعدادي از تونل ها بسيار کوتاه تر هستند که به نظر من گزينه هاي موفق تري براي فرار به حساب مي آيند. ساخت اين تونل ها يک نوع مبارزه مخفي عليه آلماني ها به حساب مي آمده است.»

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:28 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز ششم ماه مبارك رمضان

 

اللهمّ لا تَخْذِلْني فيهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِيتِكَ و لا تَضْرِبْني بِسياطِ نَقْمَتِكَ و زَحْزحْني فيهِ من موجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنّكَ و أياديكَ  يا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبينَ.

خدايا مرا در اين روز به خودم وا مگذار تا دچار نافرمانيت شوم
و با تازيانه كيفرت مرا عذاب مكن
و اسباب و عوامل خشمت را از من دور ساز،
به‌حق احسان و نعمتهاى بى‌شمارت
اى نهايى‌ترين علاقه و اشتياق مشتاقان

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:25 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...

آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟

آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...

آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟

آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...

آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...

آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟

آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...

آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...

آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟

آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...

آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟

آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!

آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!

آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!

آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!

آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...

آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.

آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...

آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...

آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...

آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نمي خوام، همه‌اش سه نفرند...

آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه مي دونه که با دوست دخترش...

آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه ، قاتل شما هستيد!

آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...

آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...

آخرين کلمات يک گروگان: من که مي دونم تو عرضهء شليک کردن نداری...

آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...

آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...

آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...

آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!

آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟

آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...

آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 13:32 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

عزيزانم

عمر گران مي گذرد خواهي ، نخواهي

سعي بنا كن نرود رو به تباهي

زمان مي گذرد

بس به كندي براي آنانكه منتظرند

بس به سرعت براي آنانكه هراسانند

بس دراز براي آنانكه اندوهگينند

بس كوتاه براي آنانكه شادمانند

بنابراين عزيزانم

شايد فقط و فقط كسي كه درها را پشت سرش مي بندد مي تواند پنجره اي رو به آينده باز كند .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 12:51 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

مرکز خوشگذراني زير زمين

 

 

اکثر افراد ثروتمند دنيا براي ايجاد شرايط رفاهي رويايي براي خود و خانواده هايشان دست به اقدام هاي جالبي مي زنند اما ولخرجي آقاي هانت براي هميشه در تاريخ باقي خواهد ماند.

اين مرد 54 ساله که ثروت خود را از راه خريد و فروش املاک به دست آورد و حقيقتاً در کار خود نيز بسيار موفق بود اقدام به ساخت بزرگ ترين مجموعه تفريحي در زير زمين کرده است. او اوايل امسال آژانس املاک خود را به قيمت 390 ميليون پوند به فروش رساند و تصميم گرفت بقيه عمرش را به خوشگذراني بپردازد. او در اقدامي جالب شروع به ساخت مجموعه بزرگ تفريحي تنها در ارتفاع 15 متري در زير چمن خانه خود کرده است.

اين مجموعه شامل زميني بزرگ براي برگزاري مسابقات ماشين راني کارتينگ و يک زمين تنيس بزرگ براي خود و همسرش است. به علاوه در اين مجموعه استخري بزرگ، سالن ورزش، سونا و انواع اتاق هاي بخار تعبيه شده است. آقاي هانت حتي براي ارضاي ميل خود جهت داشتن ماشين هاي کلاسيک موزه يي تاسيس کرده و 6 ماشين کلاسيک فراري خود را در آن به نمايش گذاشته است.

آقاي هانت که در گذشته در ارتش فعاليت داشت يک رستوران ورشکسته ايتاليايي را در سال 1981 خريداري کرد و آن را به آژانس املاکي تبديل کرد و موفق شد در سال 2005 قصر کنزينگتون را خريداري کند.هزينه ساخت اين مجموعه در زير خانه هفت طبقه اين مرد 14 ميليون پوند شده است. البته مهندس سازنده اين مجموعه ابراز داشته که اين رقم تنها يک پيش پرداخت ساده است و قيمت ساخت اين مجموعه سر به فلک خواهد گذاشت.

آقاي بلاوانتيک غول دنياي نفت روسيه که در منزل مقابل آقاي هانت سکونت دارد با آگاهي يافتن از برنامه اين دلال زمين تصميم گرفت دست به جيب کند و او نيز مجموعه يي مانند مجموعه آقاي هانت را در زير خانه اش بنا کند.البته او ساخت سينمايي خصوصي را نيز در برنامه هاي خود قرار داده و تصميم گرفته مجموعه وي از مجموعه آقاي هانت بسيار بهتر شود. او حتي اقدام به خريد چند ماشين جديد کرده تا بتواند خودروهاي بيشتري را در نمايشگاه اتومبيلش جا دهد.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 12:48 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز پنجم ماه مبارك رمضان

 

اللهمّ اجْعَلْني فيهِ من المُسْتَغْفرينَ و اجْعَلْني فيهِ من عِبادَكَ الصّالحينَ القانِتين واجْعَلْني فيهِ من اوْليائِكَ المُقَرّبينَ بِرَأفَتِكَ يا ارْحَمَ الرّاحِمين.

 

خدايا در اين روز مرا از آمرزش‌خواهان،
و از بندگان شايسته و فرمانبردار
و از دوستان نزديكت قرار بده،
به مهربانى‌ات اى مهربان‌ترين مهربانان.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 12:46 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

احساس مي كنم

در بدترين دقايق اين شام مرگ زاي

در چندين هزار چشمه خورشيد

در دلم

مي جوشد از يقين .

احساس مي كنم

در هر كنار و گوشه اي اين شوره زار ياس

چندين هزار جنگل شاداب

ناگهان

مي رويد از زمين .............

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 21:5 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز چهارم ماه مبارك رمضان

 

اللهمّ قوّني فيهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْني فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ و أوْزِعْني فيهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظني فيهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ يـا أبْصَرَ النّاظرين.

خدايا مرا در اين روز، در به پا داشتن دستوراتت نيرومند ساز
و شيرينى يادت را به من بچشان
و به كرمت، مرا در  اين روز براى اداي شكر و سپاس به درگاهت مهيا كن
و در حفاظت گاه و پوشش خانه خودت مصون دار،
اى بيناترين بينايان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 20:59 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

آيا مي خواهيد در محيط دسكتاپ كامپيوترتان يك گلدان داشته باشيد ؟


اشتباه نكنيد منظور ما از داشتن يگ گلدان فقط ، داشتن تصويري از آن به عنوان
Wallpaper نيست . بلكه اين گلدان ، گلداني است كه بايد واقعا آن را پرورش دهيد و از آن نگهداري كنيد و به موقع به آن آب و كود دهيد تا زرد و پژمرده نشود !.  نرم افزار DesktopPlant 2.2.6 زندگي را به كامپيوترتان مي آورد و با استفاده از آن مي توانيد گلدان هاي زيبا از گل هاي مختلفي همچون ، كاكتوس ، ازاليه ، شيپوري ، گل آفتابگردان و را در رايانه خود داشته باشيد . نگهداري از اين گل ها مانند گل هاي واقعي است و با كمي بي دقتي در نگهداري از آنها ، زرد و پژمرده خواهند  شد .

در تصاوير زير مي توانيد نمونه اي از عملكرد اين نرم افزار را ، در حالتهاي مختلف مشاهده كنيد :هنگامي كه به صورت مرتب از گل نگهداري كنيد ، گياه شروع به رشد خواهد كرد . هنگامي كه فراموش كنيد به گياه آب بدهيد گياه زرد و پژمرده مي شود . اين نرم افزار يك گلدان كاملا سه بعدي بر روي دسكتاپ شما ايجاد خواهد كرد و زندگي را به محيط دسكتاپ شما اضافه مي كند .

 

 

دانلود DesktopPlant نسخه ۲.۲.۷ با حجم ۴۴۸ کیلوبایت

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 12:7 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز سوم ماه مبارك رمضان

 

اللهمّ ارْزُقني فيهِ الذّهْنَ والتّنَبيهَ و باعِدْني فيهِ من السّفاهة والتّمْويهِ واجْعَل لي نصيباً مِنْ كلّ خَيْرٍ تُنَزّلُ فيهِ بِجودِكَ يا أجْوَدَ الأجْوَدينَ.

 

خدايا در اين روز، مرا هوش و خودآگاهى روزى كن
و در اين روز، مرا از نادانى و گمراهى دور گردان
و نصيبي از هر خير كه در اين روز فرود مي‌آوردى، عطا فرما.
به حقّ جود و كرمت اي بخشنده ترين بخشندگان.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 24 شهریور1386 و ساعت 15:52 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

کاربرد دسیبل در فیزیک صوت

 

اصطلاح دسیبل  یا Decibel در بسیاری از مباحث فیزیکی موسیقی و نیز بهنگام استفاده از دستگاههای ضبط و اعمال افکت در استودیوهای موسیقی کاربرد دارد. با وجود اینکه بسیاری از دست اندرکاران موسیقی از این اصطلاح استفاده می کنند، دید صحیحی نسبت به این اصطلاح ندارند. در این نوشته سعی می کنیم مفهوم این اصطلاح را برای علاقمندان به موسیقی تشریح کنیم.

مقدمه


اصطلاح دسیبل برای مقایسه نسبت بین دو مقدار در علوم فیزیک ، الکترونیک و ... بخصوص رشته های مختلف مهندسی بکار برده می شود. در اغلب موارد مقادیری که با یکدیگر مقایسه می شوند از جنس توان ، فشار، ولتاژ و ... هستند. از مواردی که دسیبل در آن کاربرد بسیار دارد می توان به فیزیک صوت اشاره کرد. در فیزیک صوت برای محاسبه میزان و سطح قدرت منابع صوتی از این معیار استفاده می شود. دسیبل که آنرا با علامت
dB نشان می دهند، عبارت است از لگاریتم مبنای ده نسبت دو توانی که قرار است با یکدیگر مقایسه شوند.


چرا از لگاریتم استفاده می شود؟


از آنجایی که هر دو مقداری که قرار است مقایسه شوند دارای ابعاد فیزیکی (دیمانسیون یا
dimention) یکسان هستند، خارج قسمت آنها عدد خالص بدون واحد است، لذا می توان از خارج قسمت آنها لگاریتم گرفت. علت اصلی گرفتن لگاریتم آن است که بتوان توسط آن بسادگی مقایسه ای برای مقادیر بسیار بزرگ و یا بسیار کوچک داشت، بدون اینکه نیاز به استفاده از اعداد بسیار بزرگ یا کوچک داشته باشیم. برای ساده تر شدن موضوع به یک مثال توجه کنید. فرض کنید که دو منبع صوتی (ساز یا سیستم پخش صوت و ... ) داریم که اولی توان خروجی معادل P1 دارد و دومی توانی معادل P2. هر دو بصورت یکسان در حال اجرا یا پخش یک موسیقی هستند و تنها تفاوت آن است که یکی از آنها، مثلآ P2 با قدرت بیشتری موسیقی را پخش می کند. (فرض می کنیم که شکل موج هر دو منبع یکسان است.) تحت این شرایط ، نسبت توان این دو منبع صوتی را بر حسب دسیبل می توان به اینصورت بیان کرد :

 

10 log10 (P2/P1)

 

بنابراین مشاهده می کنید که اگر P2=2P1 باشد در آنصورت نسبت دو توان معادل ده برابر لگاریتم دو در مبنای ده یا همان عدد 3 خواهد بود. در اینحالت قدرت P2 معادل 3dBاز P1 بیشتر است. و یا اگر P2 قدرتی معادل ده برابر P1 داشته باشد در مقام مقایسه قدرت آن 10dB از P1 بیشتر است. اگر P2 توانی معادل یک میلیون برابر P1 داشته باشد، می توان بسادگی گفت که توان P2 معادل 60dB از P1 بیشتر است.مشاهده می کنید که چقدر بیان و استفاده از لگاریتم در مقایسه توان دو منبع صوتی می تواند ساده باشد. نکته دیگر اینکه چنانچه در مقایسه های بالا توان P2 کمتر از P1 باشد به همین سادگی محاسبات انجام شده و فقط نتیجه یک عدد منفی خواهد بود.

 

یک مثال کاربردی

 
فرض کنید که یک آمپلی فایر صوتی می خرید که ادعا می کند توان خروجی آن 3
dB از نسخه قبلی که به بازار آمده است بیشتر است، در اینصورت بسادگی مشخص است که توان خروجی این دستگاه دو برابر توان نمونه قبلی است، چرا که لگاریتم 2 در مبنای 10 معادل عدد 0.3 است. بنابراین 3dB بالا یا پایین کردن توان معادل دو برابر کردن یا نصف کردن توان محسوب می شود.

 

سطح فشار صوت یا Sound Pressure Level


در مواردی که هدف ارائه ایده از قدرت یک منبع صوتی برای تاثیر گذاری بر روی گوش انسان است، داشتن احساس از میزان توان آن دستگاه عملآ کاربردی ندارد. لذا از معیار دیگری بنام
SPL یا سطح فشار صوتی استفاده می شود. این شاخص نیز کماکان با همان مبانی که برای دسیبل در توان توضیح دادیم، همخوانی دارد. در این حالت از فرمول زیر استفاده می کنیم :

20 log10 (P/P0)

 

(علت استفاده از ضریب 20 بجای ضریب 10 آن است که در واقع اگر از همان فرمول قبل بخواهیم استفاده کنیم، قدرت rms یک منبع صوتی متناسب است با نسبت P2/P02 ، که می توان توان دو را به پشت لگاریتم برد و به ضریب تبدیل کرد.) در هر صورت هنگامی که می خواهیم از سطح یا حجم تنها یک منبع صوتی صحبت کنیم و بحثی از مقایسه وجود ندارد، نیاز به یک منبع مبنا داریم که شدت صوتی منبع مورد نظر خود را نسبت به آن بسنجیم.

 


جدول مقایسه توان بر حسب دسیبل
SPL برای چند نمونه منبع صوتی

 

در اینگونه از موارد، سطح مقایسه (در واقع مخرج کسر لگاریتم)، فشاری انتخاب می شود که توسط آن گوش تحریک شده و در آستانه شنیدن قرار می گیرد، به این فشار Absolute Threshold of Hearing با ATH گفته می شود که معادل فشاری است برابر با 20 میکرو پاسکال است که در فرمول بالا با P0 نمایش داده شده است. (هر پاسکال معادل فشاری است که با نیروی یک نیوتنی بر سطح یک مترمربع وارد می شود.) طبیعی است که پاسخ فرکانسی گوش انسان در فرکانسهای مختلف یکسان نیست بنابراین لازم است تا این آستانه در فرکانس خاصی حساب شود، برای این منظور در مباحث عمومی فرکانس یک کیلوهرتز بعنوان مبنا بکار برده می شود.واحدی که برای اینگونه از مقادیر بکار برده می شود با dB SPL نمایش داده می شود تا مشخص شود که مقدار مقایسه نسبت به رفرنس آستانه شنوایی انجام گرفته شده است. جدول بالا نمونه ای از قدرت صوتی منابع مختلف را نشان می دهد.لازم به ذکر است که آستانه شدت صوتی که می تواند برای گوش خطرناک باشد حدود 80-90 دسیبل SPL است.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 24 شهریور1386 و ساعت 15:50 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز دوم ماه مبارك رمضان

 

 اللهمّ قَرّبْني فيهِ الى مَرْضاتِكَ وجَنّبْني فيهِ من سَخَطِكَ و نَقماتِكَ و وفّقْني فيهِ لقرائةِ آياتِكَ برحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين.

 

خدايا مرا در اين ماه به مرز خوشنوديت نزديك كن
و در آن از خشم و انتقامت بركنارم دار،
و مرا در اين ماه براى تلاوت آيات قرآن توفيق ده،
به رحمتت اى مهربان‌ترين مهربانان

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 23 شهریور1386 و ساعت 18:28 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

اين اعدادي كه مي بينيد ۵۰۰ تا عدد اول هستند . همينطور كه مي دانيد اعداد اول خيلي پيچيده هستند مثلا شكافهايي به اندازه دلخواه در آنها وجود دارد

 

2, 3, 5, 7, 11, 13, 17, 19, 23, 29, 31, 37, 41, 43, 47, 53, 59, 61, 67, 71, 73, 79, 83, 89, 97, 101, 103,107, 109, 113, 127, 131, 137, 139, 149, 151, 157, 163, 167, 173, 179, 181, 191, 193, 197, 199, 211,223, 227, 229, 233, 239, 241, 251, 257, 263, 269, 271, 277, 281, 283, 293, 307, 311, 313, 317, 331,337, 347, 349, 353, 359, 367, 373, 379, 383, 389, 397, 401, 409, 419, 421, 431, 433, 439, 443, 449,457, 461, 463, 467, 479, 487, 491, 499, 503, 509, 521, 523, 541, 547, 557, 563, 569, 571,577,587,593, 599, 601, 607, 613, 617, 619, 631, 641, 643, 647, 653, 659, 661, 673, 677,683,691, 701, 709,719, 727, 733, 739, 743, 751, 757, 761, 769, 773, 787, 797, 809, 811, 821, 823, 827, 829, 839, 853,857, 859, 863, 877, 881, 883, 887, 907, 911, 919, 929, 937, 941, 947, 953,967, 971, 977, 983,991,997, 1009, 1013, 1019, 1021, 1031, 1033, 1039, 1049, 1051, 1061, 1063, 1069, 1087, 1091, 1093, 1097,1103, 1109, 1117, 1123, 1129, 1151, 1153, 1163, 1171, 1181, 1187, 1193, 1201, 1213, 1217,1223,1229, 1231, 1237, 1249, 1259, 1277, 1279, 1283, 1289, 1291, 1297, 1301, 1303, 1307, 1319,1321,1327, 1361, 1367, 1373, 1381, 1399, 1409, 1423, 1427, 1429, 1433, 1439, 1447, 1451,1453,1459,1471, 1481, 1483, 1487, 1489, 1493, 1499, 1511, 1523, 1531, 1543, 1549, 1553, 1559, 1567, 1571,1579, 1583, 1597, 1601, 1607, 1609, 1613, 1619, 1621, 1627, 1637, 1657, 1663, 1667, 1669, 1693,1697, 1699, 1709, 1721, 1723, 1733, 1741, 1747, 1753, 1759, 1777, 1783, 1787, 1789, 1801, 1811,1823, 1831, 1847, 1861, 1867, 1871, 1873, 1877, 1879, 1889, 1901, 1907, 1913, 1931, 1933, 1949,1951, 1973, 1979, 1987, 1993, 1997, 1999, 2003, 2011, 2017,2027, 2029, 2039, 2053, 2063,2069,2081, 2083, 2087, 2089, 2099, 2111, 2113, 2129, 2131, 2137,2141, 2143, 2153, 2161, 2179,2203,2207, 2213, 2221, 2237, 2239, 2243, 2251, 2267, 2269,2273,2281, 2287, 2293, 2297, 2309, 2311,2333, 2339, 2341, 2347, 2351, 2357, 2371, 2377,2381,2383, 2389, 2393, 2399, 2411, 2417,2423,2437, 2441, 2447, 2459, 2467, 2473, 2477, 2503, 2521, 2531, 2539, 2543, 2549, 2551, 2557,2579,2591, 2593, 2609, 2617, 2621, 2633, 2647, 2657, 2659, 2663, 2671, 2677, 2683, 2687, 2689,2693,2699, 2707, 2711, 2713, 2719, 2729, 2731, 2741, 2749, 2753, 2767, 2777, 2789, 2791, 2797,2801,2803, 2819, 2833, 2837, 2843, 2851, 2857, 2861, 2879, 2887, 2897, 2903, 2909, 2917,2927,2939,2953, 2957, 2963, 2969, 2971, 2999, 3001, 3011, 3019, 3023, 3037, 3041, 3049, 3061, 3067, 3079,3083, 3089, 3109, 3119, 3121, 3137, 3163, 3167, 3169, 3181, 3187, 3191, 3203, 3209, 3217,3221,3229, 3251, 3253, 3257, 3259, 3271, 3299, 3301, 3307, 3313, 3319, 3323, 3329, 3331, 3343,3347,3359, 3361, 3371, 3373, 3389, 3391, 3407, 3413, 3433, 3449, 3457, 3461, 3463, 3467, 3469,3491,3499, 3511, 3517, 3527, 3529, 3533, 3539, 3541, 3547, 3557, 3559, 3571.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در جمعه 23 شهریور1386 و ساعت 18:27 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

دعاى روز اول ماه مبارك رمضان

 

اللهمَ  اجْعلْ صِيامي فـيه صِيـام الصّائِمينَ و قيامي فيهِ قيامَ القائِمينَ و نَبّهْني فيهِ عن نَومَةِ الغافِلينَ وهَبْ لي جُرمي فيهِ يا الهَ العالَمينَ واعْفُ عنّي يا عافياً عنِ المجْرمينَ.

 

خدايا روزه مرا در اين روز از زمره روزه‌هاي حقيقي قرار بده،
و عبادتم را در اين روز، همچون عبادت شب‌زنده‌داران بپذير،
و در اين روز مرا از خواب غفلت بيدار نما،
و اى معبود جهانيان! جرم و گناه مرا در اين روز ببخش
و اى بخشنده مجرمان از من در گذر.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت 15:28 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

خاطرات كودكي محاله يادم بره !!!!!!!!!!!!!

 

 

خانواده دکتر ارنست، رامکال، پرين، بچه های مدرسه والت، آن شرلی، سارا (پرنسس) کوچولو، بنر، نيک و نيکو، لوسی و مهاجران، آنت و قصه های آلپ و حنا، دختری در مزرعه...

برای نوجوانان امروزی که وقت فراغتشان را بين وبگردی و تماشای جديدترين فيلمهای روز در شبکه های ماهواره ای می گذرانند، دشوار است تصور کنند که بخش اعظم شخصيتهای کارتونی که روياهای کودکان دهه شصت و اوايل هفتاد را شکل می دادند، همگی از خط توليد يک شرکت ژاپنی بيرون آمده بودند.

در دوران تحريم اقتصادی، جنگ و غرب ستيزی، شرکت ژاپنی نيپون فرصت يافته بود تا با محصولات ارزانترش، بازار برنامه های کودکان را در تلويزيون ايران به انحصار خود در آورد. کودکان ايرانی، http://en.wikipedia.org داستانهای مشهور غربی همچون تام ساير، هکلبری فين، دور دنيا در هشتاد روز، بابا لنگ دراز و حتی افسانه ايرانی «سندباد بحری» را هم به روايت نسخه های ژاپنی نيپون می ديدند.

 

پلنگ صورتی

 

 

 

خالق: فريتز فره لنگ، محصول: دو پاتی-فره لنگ و يونايتد آرتيستز (آمريکا) - 1963 تا حال حاضر، 124 قسمت رنگی، قالب کلاسيک: قطعه های شش دقيقه ای

شخصيت کارتونی پلنگ صورتی، ابتدا برای تيتراژ آغازين و پايانی فيلمی به همين نام (ساخته بليک ادواردز) طراحی شد. اما محبوبيتش چنان بالا گرفت که در تيتراژ همه فيلمهای بعدی مجموعه پلنگ صورتی (به جز «تيری در تاريکی») حضور يافت و مجموعه ای از فيلمهای کوتاه کارتونی بر محور همين شخصيت ساخته شد. تم به ياد ماندنی موسيقی فيلم پلنگ صورتی که ساخته هنری مانچينی است، اين فيلمهای کوتاه کارتونی را نيز همراهی می کنند. کارتونهای پلنگ صورتی با مايه های سوررئال و انتزاعی داستانش و حرکات پانتوميم وار شخصيت اصلی، تاثير چشمگير بر تحول و پيشرفت آثار انيميشن داشته و علاوه بر محبوبيت عام، مورد توجه و تحسين منتقدان هم قرار گرفته است. در اين فيلمهای کوتاه، علاوه بر شخصيت اصلی، شخصيتهای فرعی به يادماندنی و مشهوری همچون بازرس، مورچه و مورچه خوار حضور می يابند.

 

بابا لنگ دراز

 

 

براساس www.gutenberg.org کتابی به همين نام (نوشته جين وبستر - 1912)، محصول: نيپون (ژاپن)- 1990، 40 قسمت 26 دقيقه ای

شخصيت اصلی داستان، جروشا «جودی» آبوت دختر سرزنده و باهوشی است که در يک پرورشگاه بزرگ می شود اما با پشتيبانی مالی حامی ناشناس خود می تواند به مدرسه خصوصی راه يابد. جودی که حامی خود را نمی شناسد و فقط در يک نگاه از پشت سر ديده است، او را «بابا لنگ دراز» می نامد و اغلب درباره زندگی و فعاليتهايش به او نامه می نويسد (رمان در قالب همين نامه ها روايت می شود). جودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگی خود با جامعه پيرامونش را که ناشی از بزرگ شدن در انزوای پرورشگاه است، جبران کند. در پايان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفی می کند.

 

همينه

 

 

نام اصلی: پت و مت ( پيش از آن: و همينه!)، خالق: لوبومير بنش، ولاديمير ژيرانک، محصول چکسلواکی -1976 تا 2005، 78 قسمت رنگی 

شخصيتهای اصلی اين مجموعه عروسکی، دو کارگر و تعميرکار دست و پا چلفتی هستند که در هر قسمت می خواهند مشکلی را حل کنند اما هرچه تلاش می کنند، مشکل پيچيده تر می شود و مشکلات جانبی بيشتری پديد می آيد. در آخر، با احمقانه ترين و پردردسرترين شيوه به راه حلی دست می يابند که از آن «رضايت» دارند. دو شخصيت عروسکی ابتدا در فيلم کوتاهی به نام «متفکران» حضور يافتند و سپس مجموعه تلويزيونی مستقلی بر اساس اين شخصيتها با عنوان «و همينه!» ساخته شد. در اين زمان بود که شکل و ظاهر آنها به صورت کنونی طراحی شد. عاقبت در سال 1989 اين شخصيتها دارای نامهای پت و مت شدند و مجموعه تلويزيونی آنها هم به همين اسم ناميده شد. 

 

تنسی تاکسيدو و چاملی

 

 

نام اصلی: تنسی تاکسيدو و داستانهايش. محصول: توتال تلويژن برای تلويزيون سی بی اس (آمريکا) - از 1963 تا 1966

داستان اين مجموعه کارتونی محبوب که در کنار سرگرمی اهداف آموزشی هم دارد، بر محور يک پنگوئن به نام تنسی تاکسيدو و دوستش چاملی که يک شيرماهی است شکل می گيرد. اين دو دوست در باغ وحشی زير نظر يک نگهبان تندمزاج به نام استنلی لوينگستون زندگی می کنند. آنها اغلب از اين باغ وحش فرار می کنند و در دنيای بيرون به دردسر می افتند. وقتی از حل مشکل و دردسر خود عاجز می شوند به سراغ دوستشان، آقای ووپی که استاد دانشگاه است می روند. آقای ووپی در هر زمينه ای اطلاعات وسيعی دارد که با کمال ميل در اختيار دوستانش می گذارد و با کمک يک تخته سياه سه بعدی که از کمد درهم و برهمش بيرون می کشد، توضيح می دهد. تنسی تاکسيدو و چاملی، سپس تلاش می کنند تا اطلاعات تازه خود را برای حل مشکلی که به آن دچار شده اند به کار ببرند اما نهايتا به دردسر بزرگتری با استنلی، نگهبان باغ وحش دچار می شوند. بازيگری که در اين مجموعه به جای تنسی تاکسيدو حرف زده است، بيست سال بعد در نقش بازرس گجت گويندگی می کند.

 

و ديگران

 

وقتی خاطرات کودکی را مرور می کنيم ، نامهای بسياری هستند که در ياد و حافظه ما جای باز کرده اند و هنوز به فهرست محبوبترين هايمان راه می يابند . نامهاي كه به يادماندنی تر بوده اند :

آنت، قصه های کوهستان آلپ (نيپون - ژاپن، 1983)، واتو واتو، پرنده اعجاب انگيز (فرانسه، 1979- 1980)، فوتباليست ها (نام اصلی: کاپيتان سوباسا - توئی - ژاپن، 1983 تا 1986)، ماجراهای گاليور (هانا و باربرا - آمريکا، 1968)، سرنديپيتی، جزيره ناشناخته (نام اصلی: ماجراهای سرنديپيتی: دوستان روی جزيره پيور - فوجی - ژاپن، 1983)، پت پستچی (بی بی سی - بريتانيا، 1981)، پروفسور بالتازار (يوگوسلاوی، 1967 - 1971)، چوبين (نام اصلی: چوبين، کودک ستاره - تاتسونکو - ژاپن، 1974)، يوگی و دوستان (نام اصلی: دارودسته يوگی - هانا و باربرا، 1973)، باخانمان (نام اصلی: داستان پرين، نيپون - ژاپن، 1978)، سندباد بحری (نيپون - ژاپن، 1975)، بل و سباستين (ژاپن، 1981)، ماجراهای پينوکيو (نيپون، 1976)، مزرعه سبزيجات (نام اصلی: گياهان - بی بی سی - بريتانيا، 1968)، رابين هود (والت ديزنی - آمريکا، 1973)، بچه های مدرسه والت (نام اصلی: Cuore، نيپون، 1981)، گوريل انگوری (هانا و باربرا - آمريکا، 1975)، پاپای (پارامونت کارتون - آمريکا، 1960 - 1962)، لوک خوش شانس (هانا و باربرا و موريس - آمريکا و بلژيک، 1983 تا 1991)، سايمون در سرزمين نقاشی های گچی (فيلم فير - بريتانيا - 1976)، دهکده حيوانات (نام اصلی: ميشا - محصول نيپون، 1979) و ...

همچنين توليدات ايرانی: شهر موشها، مدرسه موشها، هادی و هدا، خونه مادربزرگه و علی کوچولو.

* در اين مطلب  فهرست کارتونهای محبوب با نظرسنجی انتخاب شده است . اطلاعات و مشخصات کارتون ها از سايت www.wikipedia.org ويکی پديا ، www.imdb.com پايگاه اينترنتی داده های سينمايی  و سايتهای شرکتهای فيلمسازی و پخش فيلم برگرفته شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت 15:19 |

کلمه الله هی العلیا

یا عمادمن لا عماد له

 

 

شبی برتر از هزار ماه ....

 

  ماه رمضان ، ماه خداوند ، ماه نزول قرآن و از شریف ترین ماه های سال است . واژه رمضان از ریشه { رمض } و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است . در وجه تسمیه این ماه گفته می شود به هنگام نامگذاری ماه های عربی ؛ این ماه که در فصل گرمای تابستان قرار داشته است { رمضان } نام می گیرد ، ولی از دیگر سو { رمضان } از اسماء الهی به شمارمی آید . رسول خدا (ص) در خطبه شعبانیه خود درباره عظمت ماه رمضان می فرماید :

ای بندگان خدا !!!  ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است . ماهی که نزد خداوند بهترین ماه هاست . روزهایش بهترین روزها ، شب هایش بهترین شب هاست و ساعاتش بهترین ساعات است . بر مهمانی خدا فراخوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید . در این ماه ، نفس های شما تسبیح ، خواب شما عبادت ، عمل هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است .  پس با نیتی درست و دلی پاکیزه ، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد . بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد .  با گرسنگی و تشنگی در این ماه ، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید  .

  در این ماه درهای آسمان  و بهشت و گشوده و درهای جهنم بسته می شود و عبادت در یکی از شب های آن  __ شب قدر __  بهتر از عبادت هزار ماه است . اهمیت این شب تا حدی است که سوره ای در قرآن کریم ، { شب قدر } را  از هزار ماه بالاتر برشمرده است و آن  را  شبی مبارک و پر خیر و برکت توصیف می کند که سراسر آن مملو  از  رحمت خاص الهی و دوری از آسیب های مادی و معنوی برای بندگان برگزیده است .

  از جمله اعمالی که در این شب سفارش شده ، زنده نگاه داشتن یاد خداوند در دل و سعی در اطاعت بیش از پیش اوست . شایسته است آدمی به وسیله دعا و استغفار و توسل به ساحت مقدس معصومین (ص) خاضعانه و خاشعانه از خداوند بخواهد که در این شب عزیز و گرامی ، او را مورد مغفرت و عفو خود قرار دهد . همچنین از اولیای امر خود تقدیر بهتری را طلب کند . از برترین اعمال شب های قدر ، تفکر و تحصیل علم در باب مسائلی است که انسان را به خدا نزدیکتر می سازد ، تا بدین وسیله مقدمات تقرب الهی در ماه میهمانی او فراهم شود .      

 { رمضان } از بزرگترین میدان های جهاد روحانی به شمار می آید که انسان را در عرصه آزمایش الهی به نبرد با خواهش های نفسانی رهسپار می سازد . زیباست که مخلوق بر سر خوان خالق خود میهمان شود و در ضیافت او که نعیم است و نعمات بیکرانش را برابر بندگان خویش گسترده است ، به امر واحد بر حق امساک اختیار کند ، چشم را  از هوس ، گوش را  از سخن ناروا و زبان را  از بیانات ناصواب و نیز از خوردن و آشامیدن باز دارد و در عوض ، اوقات را به اندیشیدن پیرامون وضع حال گرسنگان و تشنگان اختصاص دهد و با توسل به ذکر و دعا و نیایش ، به تزکیه نفس بپردازد . حضرت رسول (ص) می فرمایند : 

من صام رمضان ایمانا و احتسابا غفرله ما تقدم من ذنبه .

هر که رمضان را با ایمان و یقین به رسیدن اجر و پاداش روزه بگیرد ، تمامی گناهانش بخشیده می شود .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 21 شهریور1386 و ساعت 16:51 |

کلمه الله هی العلیا

یا عمادمن لا عماد له

 

مرور بيژن بيرنگ بر بازي آتيلا پسياني                                                  

 

    سال 1348 وارد دانشکده هنرهاي دراماتيک شده بودم. نمي دانم سال چندم بودم که با آتيلا آشنا شدم. کودکي بود با موهاي بور و صاف، شايد 12، 13ساله، شيطان که بچه هاي دانشکده دوستش داشتند. گاه همراه مادرش خدا بيامرز خانم جميله شيخي که همسرش آقاي قريشي مرحوم بود و بخش آموزش را مديريت مي کرد به دانشکده مي آمد. ما گاهي تحريکش مي کرديم که بيشتر شيطنت کند. جور ديگري لباس مي پوشيد، تي شرت و جيبي وصله دار و صندل. يک بار وقتي نوجوان بود با بچه هاي دانشکده و کارمندان فرهنگ و هنر آن زمان رفتيم شيراز و توي اتوبوس همه را عاصي کرديم... وقتي از امريکا برگشتم «محله برو بيا» رو ساختيم هيچ وقت فکر نمي کردم آتيلا بازيگري خوانده باشد. به هر حال او هم مثل «اکبر عبدي»، «جبلي» و «رضا ژيان» مرحوم به تيم محله وارد شد؛ برنامه يي که بهترين کمدين ها توش بودن.

«محله برو بيا» براي آتيلا تجربه سختي بود ولي در محله بهداشت آتيلا عوض شد، به بچه ها گفت دائم گوشش را مثل بوق درشکه فشار دهند و او با هر فشار صداي بوق درمي آورد. کنار فردوس کاوياني نقش فرزند دلبندم را که يوناني بود بازي مي کرد و دائم پدر گرامش را حيرت زده مي کرد و... يادمه بازي آتيلا کنار آن همه بازيگر بانمک من و رسام را حيرت زده کرد. همان موقع فهميدم آتيلا در کارش بازيگري بسيار جدي و باتکنيک است. آدمي که حين حفظ شيطنت هاي کودکي اش بسيار سختکوش است. چيزي که از هنرمند با استعدادي يک هنرمند باارزش و قابل احترام مي سازد. از آن تاريخ به بعد هيچ وقت فرصتي نشد با آتيلا کار کنم. ولي هميشه از دور مثل يک برادر بزرگ تر، مثل يک دوست، مثل يک تماشاچي کارهاي خوبش را زير نظر داشتم. در زماني که خيلي از ارزش ها به راحتي قابل فرو ريختن است و سالم و هنرمند بودن و مسير درست را طي کردن بسيار سخت، در زماني که روزمره هاي زندگي، احتياجات معيشتي، راحت استعدادها را مي کشد و هنرمندان را وادار به سقوط مي کند و بسياري از هنرمندان، هنر و هنرمند بودن را آسان مي گيرند و براي کيفيت کارشان هيچ تلاشي نمي کنند و تنها به اتکاي خميرمايه وجودشان در صحنه ها، بي نگراني از فرداي کاري، سوابق شان را زير سوال مي برند، آتيلا بودن و آتيلا ماندن کار بسيار سختي است.يقيناً گليم خود را از آب کشيدن و حيثيت و شأن هنري را حفظ کردن کار سختي است؛ کار سختي است حيات هنري را طولاني و پرافتخار نگه داشتن،به نظر من آينده چنين شخصي است شخص محترم در صحنه ها و محترم در زندگي و خانواده يي نجيب مثل نجيب زادگان اصيل و بلندقامت مثل بلندقامتان تاريخ هنر اين خاک، اين مملکت، آتيلا به نظر من شايسته فرزندي شخصي چون جميله شيخي است و حتماً حرمت نشستن در چنان سفره يي است که از او چنين هنرمند محترمي را به وجود آورده است.

آتيلا دوست داشتني است، معصوم و پاک و بي شيله پيله است و لذت بزرگي است براي کارگرداني که با او کار مي کند. در حالي که خود کارگردان بزرگي است. در مورد آتيلا شايد آخرين جمله اين باشد؛ دوست داشتني است و من مثل همه مردم، به عنوان يکي از طرفداران پروپا قرصش بسيار بسيار دوستش دارم، عمرش طولاني باشد ان شاءالله و سايه اش مستدام بر بالاي سر هنر ايران.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 21 شهریور1386 و ساعت 16:42 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

اول اين تصوير را يك نگاهي كنيد و براي درس عبرت گرفتن به ٣ حكايت زير بسيار توجه كنيد

 

 

حكايت اول : اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد

 

 

 

  مردی هر روز در بازار گدايی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند . دو سکه به او نشان می‌دادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره . اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد . اين داستان در تمام منطقه پخش شد . هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند  و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد . تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند ٬ ناراحت شد .  درگوشه ميدان به سراغش رفت و گفت : هر وقت دو سکه به تو نشان دادند ٬ سکه طلا را بردار . مرد پاسخ داد : حق با شماست ٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم  به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها{ بلانسبت }  احمق‌ترم .......... . شما نمی‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.!!!!

نتيجه اخلاقي:  اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را { بلانسبت } احمق بدانند ...

 

حكايت دوم : كشاورز و الاغ

 

 

 

کشاورزي، الاغ پيري داشت که يك روز به صورت اتفاقي، درون چاهي خالي از آب افتاد.کشاورز، هر چه تلاش کرد نتوانست الاغ را از چاه بيرون بكشد. كشاورز و مردم روستا، براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد، تصميم گرفتند كه چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد.مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند و زير پايش مي ريخت و وقتي سطح زير پايش بالا مي آمد سعي ميکرد بر روي خاكها بايستد.روستايي ها، همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن، ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون آمد.

نتيجه اخلاقي: مشکلات زندگي هم مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم: اول اينکه اجازه بدهيم مشکلات، ما را زنده به گور کنند و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.

 

 

حكايت سوم : جايزه بزرگ

 

 

 

پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد : آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 20 شهریور1386 و ساعت 21:29 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

روسري آبي بر صحنه

 

   نوستالژي بازگشت به صحنه تئاتر دلمشغولي شايعي بين ستاره هاي سينما است. رضا کيانيان، اکبر عبدي، محمدرضا فروتن و چهره هاي ديگري که عموماً در تلويزيون و سينما شناخته شده اند در سال هاي اخير با حضور بر صحنه تئاتر به سالن هاي نمايش رونق دادند. حالا نوبت فاطمه معتمدآريا است که فعاليت هنري خود را با تئاتر کودک آغاز کرد اما در دهه هفتاد با بازي در فيلم هايي چون «ناصرالدين شاه آکتور سينما » ،«  هنرپيشه» ، «يک بار براي هميشه»، «همسر» و «روسري آبي» به يکي از مهم ترين بازيگران سينماي ايران تبديل شد. اما با تغيير آشکار رويکرد سينماي ايران به ستاره سازي در دهه هفتاد معتمدآريا مانند ديگر بازيگران موفق دهه هفتاد به حاشيه رفت و تنها ايفاي نقش گيلانه رخشان بني اعتماد بود که نقطه عطف ديگري به کارنامه او افزود. بني اعتماد که سال 1378 در نمايش ريچارد سوم به کارگرداني داوود رشيدي بازي کرد اکنون بعد از هشت سال به صحنه بازمي گردد تا در نمايش «ترمينال» به نويسندگي و کارگرداني سيامک احصايي با پانته آ پناهي و شبنم مقدمي همبازي شود. اين نمايش در بخش مسابقه بين المللي جشنواره فجر امسال اجرا خواهد شد. فارغ از دغدغه هاي شخصي به نظر مي رسد اوضاع کنوني سينماي ايران هم در تمايل ستاره هاي سينما به حضور بر صحنه نمايش بي تاثير نباشد. 

http://www.iranactor.com/artists/actors/motamed.htm

 

 

 

تصاويري از مراسم ترحيم پاواروتي بزرگ .....

In pictures: Pavarotti's funeral

http://news.bbc.co.uk/2/hi/in_pictures/6985148.stm

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 20 شهریور1386 و ساعت 11:39 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

جای خالی

 

 

سالگرد های

 تولد رولد دال  و مرگ جلال آل احمد  و کننل علینقی وزیری

 را به عموم تبریک و تسلیت می گویم ......

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Roald_Dahl

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A2%D9%84_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%82%DB%8C_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 19 شهریور1386 و ساعت 13:51 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

فردا فرشته ها حرفهای دلم را نذر مهربانی می کنند .....

 

  در سیاهی مطلق شب منم و سکوت و دلتنگی . در هجوم بی دریغ اشک ها منم و غصه و تاریکی . ساعت 3.40 دقیقه نیمه شب را نشان می دهد . یک ساعت دیگر موعد طلوع خورشید است . شاید پرتوی کوچکی هم سهم من باشد . شاید یکی بیاید و دستش را به سویم دراز کند و از تیرگی ها رهایی ام ببخشد .ممکن است دفتر تاریخ را یک مهربان دستکاری کند : قابیل هابیل را نکشد ، یکی از برادرهای یوسف ، امید یعقوب را از چاه دربیاورد . آدم ها موقع راه انداختن جنگ ها یاد آب نبات چوبی کودکی شان بیفتند . بعد های های گریه کنند و دلشان سفید و زلال شود ...... من هم دیگر اسیر یاس نباشم . شاید همین کافی است  ..... حتما خورشید به خاطر من دو دقیقه دیگر طلوع می کند . حتما خدا هنگام قدم زدن در قلمرو بی پایان کائنات به فکر من هم هست و می داند بنده ای دارد دل شکسته و بی آشیان که نوازش می خواهد .......  فردا هم واژه قشنگی است . فردا ... فردا .... فردا حتما معجزه دیگری است یا روی می دهد . این بار برای من فردا خورشید و ماه و ستاره فقط برای من در آسمان پدیدار می شوند فردا عشق دوان دوان می آید تا در قلب کوچک من جای بگیرد . فردا خداوند فقط به خاطر من آسمان را یک دست آبی یا شاید هم سفید می زند . امیدم به من می گوید

 

فردا کابوس می میرد و رویا متولد می شود ...

 

 

 

این حرف ها حرف دل بود .... گاهی لازم است دیگر ... باید سبک شویم .... حالا می خواهم این نوشته را با عنوان  خنده  به شما و خداوند عزیزمان تقدیم بکنم .....

 

خنده

 

من از دیدن یک دنیا زیبایی در حجم کوچک به خنده می افتم

من از دیدن  آرامش  کفشدوزکی  زیر رگبار به خنده می افتم

من از دیدن عظمت اقیانوسی  در یک قطره باران به خنده می افتم

من از دیدن این همه ستاره از پنجره باز خانه مان به خنده می افتم

راستی خداوندا چطور انتظار داری

با فرارسیدن ماه تو { ماه مبارک رمضان } به خنده نیفتم ؟!!!

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 19 شهریور1386 و ساعت 13:32 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 


Haydeh and Anoushiravan Rohani, National Iranian Radio and
Television, around 1976 (Photo from Persian weekly TAMASHA)


ترانه زیبای سر به هوا با همکاری انوشیروان روحانی و از آلبوم گل واژه

 

ترانه : سر به هوا

 

کلید قلبمو دادم بهت / گم نکنی سر به هوای من / هر خار و خسی رو بعد از این / نگیری بجای من ای سر به هوای من / عشق و بندگی کن تو قلبم زندگی کن / تو قلبم زندگی کن / الهی تا نفس تو سینه هست / بمونی برای من ای سر به هوای من

تو کلام عاشقونه تو رو استاد دیدم / اگه شیرین تو باشم تو رو فرهاد دیدم / تو شکوه لحظه هامی بذار دلشاد باشم / واسه ترانه خوندن بذار فریاد باشم / الهی الهی تا نفس تو سینه هست / بمونی برای من ای سر به هوای من / ای سر به هوای من

با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی / با چشات دوستت دارم رو تو گوشم داد زدی / با نگاه عاشقانه مست مستم کردی / بی می و جام و صبوح باده پرستم کردی / الهی الهی تا نفس تو سینه هست / بمونی برای من ای سر به هوای من / ای سر به هوای من

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 19 شهریور1386 و ساعت 13:22 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

قبل از هر چیز به نصیحتی از مرحوم جناب آقای هانری پونکاره { ریاضی دان بزرگ فرانسوی } توجه کنید

 

ریاضی دانی که دنیای بیرون از خود را از یاد می برد ، به نقاشی می ماند که رنگ ها را به خوبی می شناسد ، آنها را به خوبی به هم می آمیزد ؛ شکل ها را منظم می کند ولی نمونه ای برای کار خود ندارد ؛

 در نتیجه زحمت هایش بیهوده خواهد بود ....   

 

 

حالا یک چیزی به نام شعر بخوانید که وقتی سوار مترو بودم همین جوری بافتمش ......

 

می دوزم / شادی را به غم / زیاد را به کم / درخت را به ریشه/ گاهی را به همیشه / ستاره را به آسمان / زمین را به کهکشان / کهنه را به نو / خودم را به تو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

راستی به این فکر کردین که جاده ای که ما را به سمت سعادت هدایت می کنه از کدام وره ؟!!!!!!!

 

   عقربه های ساعت ، کم کم دارند نزدیک شدن ماه رمضان را نشان می دهند . روزها و هفته ها برای رسیدن به این ماه مبارک عجله دارند . کم کم عطر این ماه در کوچه و خیابان می پیچد . نفس عمیقی می کشم و می گویم خدایا شکرت که این نعمت را به ما دادی تا بتوانیم به تو نزدیکتر شویم و از بار گناهانمان کم کنیم ...  

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت 15:5 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

زنگوله‌اش همه رو کشته ؛ خودش منو کشته !؟!؟!؟!

 

 

عکس بالا "سوفی" دوست جدیدم هست که این روزها گوشه مانیتور نشسته . سوفی همیشه به من لبخند می‌زنه . هر وقت می‌بینمش کلی انرژی می‌گیرم و خوشحالم می‌کنه . دوست‌داشتنی ، ساکت و آرام هم که هست . شما به من بگویید واقعا آدم از یک دوست خوب دیگه چی می‌خواد ؟

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت 15:3 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

وداع با اسطوره موسيقي 

 

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Pavarotti

 

   شايد بسيار دشوار باشد که يک خواننده اپرا ستاره موسيقي جهان شود و شايد از آن سخت تر اين باشد که بپذيريم اين خواننده مشهور و خوشنام در 71 سالگي درگذشته است. او يک ماه قبل وقتي شايعه درگذشتش را برخي از روزنامه ها تيتر اول خود کردند، بيانيه يي فرستاد و در آن خبر از زندگي داد، خبر از زنده بودن موسيقي و خود که آن را با خوردن يک بشقاب سوپ اردک به نمايش گذاشته بود. پاواروتي پنجشنبه درگذشت تا دنياي موسيقي يکي از بزرگترين چهره هاي سال هاي اخيرش را از دست داده باشد. به مناسبت مرگ او، اپراي وين پرچم سياهي را برافراشت و بسياري از تالارهاي مهم اروپا از جمله «اپراي لندن» محل گردهمايي علاقه منداني شد که سال ها با صداي اين خواننده ايتاليايي زيسته بودند. او همواره از خوانندگاني به حساب مي آمد که با وجود اجراي آهنگ هاي کلاسيک، افراد زيادي را به کنسرت هايش مي کشاند. کنسرت او در سال 1992 با حضور پرنسس دايانا و پرنس چارلز، 150 هزار نفر را به هايدپارک لندن کشاند، در حالي که اين نخستين باري بود که در اين مکان يک کنسرت موسيقي برگزار مي شد. او در ژوئن 1993، در حضور 500 هزار نفر در سنترال پارک نيويورک به اجراي برنامه پرداخت و کمي بعد، 300 هزار نفر را پاي برج ايفل کشاند و همين ها باعث شد که او در سال 2001 رکورد دار پرتماشاترين خواننده موسيقي کلاسيک شود. او در همين سال پرفروش ترين آلبوم کلاسيک جهان را هم به خود اختصاص داد.

لوچيانو پاواروتي در 12 اکتبر سال 1935 در خانواده يي که پدرش نانوا و خواننده اپرا بود به دنيا آمد. او در همان سال ها به شدت به بنيامين جي جلي، جيواني مارتينلي، تيتو شيپا و کاروسو علاقه داشت و در 9 سالگي اولين کارهايش را به همراه پدر و در گروه کر کليساي محله شان شروع کرد. پاواروتي، عاشق فوتبال بود و مي خواست يک فوتباليست حرفه يي شود، اما مادرش راي اش را زد تا او يک معلم شود. همين علاقه به فوتبال بود که اين خواننده را به فينال جام جهاني ايتاليا و امريکا کشاند. او در سال 1990 و در فينال جام جهاني ايتاليا، تيمي سه نفره با دو خواننده تنور ديگر تشکيل داد که اين تيم، همزمان با اجراي مسابقه فينال به اجراي يک برنامه پرداختند. همين برنامه بود که پاواروتي را به جايزه معتبر تلويزيوني «گرمي» رساند.

خواننده فقيد ايتاليايي از معدود چهره هايي است که آلبوم هايش در ايران به طور رسمي به فروش مي رسد. او در سال 1954، يعني زماني که 19 سال داشت، نزد آريجو پولا رفت و اين استاد از آن جايي که خانواده او را مي شناخت، مجاني به او درس مي داد. پاواروتي در 1961 براي اولين بار در اپراي «لا بوهم» به اجراي کنسرت پرداخت و در سال 1965 به امريکا رفت. او چندي بعد و به دعوت ساترلند، خواننده نامدار موسيقي سوپرانو استراليا، به اين کشور رفت تا درس هاي تازه يي بياموزد و پس از آن نيز کم کم شهرتي عالمگير يافت.

يوآن هولندر رهبر اپراي وين که با پاواروتي نيز کار کرده بود، گفت؛ «از اينکه صداي او را نمي شنوم، بسيار غمگينم. صداي او به قدري مشخص بود که به راحتي مي شد تشخيص داد مدير اپراي لندن، پاواروتي را يک خواننده تاثيرگذار خواند که همه مردم را متوجه خود کرده بود. راسل واتسون، خواننده تنور امريکايي، او را آشتي دهنده مردم با موسيقي جدي خواند. آخرين اجراي پاواروتي در افتتاحيه المپيک 2006 تورين بود. او در طول سال هاي زندگي اش کارهاي خيريه بسياري انجام داد که از آن جمله مي توان به کنسرت هاي او با عنوان «پاواروتي و دوستان» اشاره کرد که در آن به همراه ديگر خوانندگان مشهور جهان به اجراي کنسرت پرداخت. او قرار بود که با اجراي يک کنسرت خداحافظي از سال 2004 آغاز شده بود با موسيقي خداحافظي کند که خداحافظي اش با آغاز بيماري، نيمه تمام ماند.

 

 

مراسم تشييع جنازه لوچيانو پاواروتي خواننده بزرگ اپراي جهان عصر ديروز با تشريفات بي سابقه يي در ميدان پياتزا در حضور مقامات مهم سياسي و هنري جهان برگزار شد.پيکر پاواروتي با کت و شلوار سياه و همان دستمال سپيد معروف، به خاک سپرده شد؛ در حالي که مراسم به طور مستقيم از بسياري تلويزيون هاي معروف جهان پخش مي شد. انبوه شرکت کنندگان در مراسم، دفتري را که زير گلدان بزرگي از گل آفتاب گردان قرار داشت، امضا مي کردند و يادبودهاشان را براي لوچيانو مي نوشتند. وزير امور خارجه ايتاليا در اين مراسم قول داد نمونه هاي مشابه اين دفتر و کتابچه ها در سراسر دنيا در اختيار مردم قرار بگيرد تا آنها نيز يادبودهاشان را ثبت کنند.راينا کابايوانسکا و آندره بوچلي دو دوست و همراه قديمي پاواروتي در مراسم ديروز قطعاتي را به ياد وي خواندند. رئيس جمهور ايتاليا، جورجونا پوليتانو، روز جمعه پس از بازديد از پيکر پاواروتي گفت؛ لوچيانو پاواروتي افتخار ايتاليا و ايتاليا افتخار پاواروتي بود. در ميان شرکت کنندگان در مراسم ديروز دبير سابق سازمان ملل متحد کوفي عنان، بونو رهبر گروه U2، فرانکو زفيرلي کارگردان ايتاليايي و اشتفان ليسنر مسوول خانه اپراي ميلان به چشم مي خوردند.در آغاز مراسم اعضاي تيم يوونتوس پرچم ايتاليا را به درون کليسا بردند و پرچم توسط کشيش ايتاليايي بنيتو کوچي تقديس شد. در همين حين هواپيماهاي ايتاليايي حرکات آکروباتيک و نمادين خود را روي کليساي جامع شهر مودنا اجرا مي کردند. پاپ اعظم نيز پيام تسليتي را در اين باره براي مسوولان شهر فرستاد. اسطوره اپرا در گورستان مونتاله رانگونه در نزديکي شهر مودنا به خاک سپرده شد؛ جايي که اعضاي خانواده اش در آن دفن هستند.

 

تصاویری از مراسم خاکسپاری

 

http://news.yahoo.com/photo/070909/482/c3c8987457ca4167812e6defcb4968bd

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت 13:51 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

به عنوان مقدمه

همه قصه ها
 با بود یکی و نبود دیگری آغاز می‌شوند
 که یکی بود یکی نبود
 یکی رفته بود
 یکی مانده بود
 مانده بود و گریه کرده بود

 

و حالا شرح ماجرا

 

تیبینگ لبخندی زد و ادامه داد: :«همه اون چه باید درباره کتاب مقدس بدونی رو مارتین پرسی ، دکتر فقیه مسیحی در یک جمله خلاصه کرده». تیبینگ گلویش را صاف کرد و بلند گفت: «کتاب مقدس را از آسمان فکس نکرده اند»   از متن داستان راز داوینچی

 

دریافت نسخه فارسی راز داوینچی

(440 صفحه با حجم نزدیک 3.6 مگابایت)

 

به هر حال خواندن راز داوینچی حداقل این حسن را دارد  که کمی بیشتر در مورد نشان ها و نمادهای اطرافمان بدانیم و همین طور بعضی مراسم نهانی که در بعضی فیلم ها قبلا دیده ایم و فلسفه شان را نمی فهمیدیم، همین طور درباره بعضی از آثار هنری (به خصوص سه تا تابلو از داوینچی که در این داستان از آنها زیاد استفاده شده است). دقت دن براون در پرداختن به جزییات بسیار بسیار قابل توجه است.  خلاصه اگر کنجکاو شدید بدانید پشت آن لبخند مرموز مونالیزا چه رازی هست حتما این کتاب را بخوانید . بعد از خواندن داستان توصیه می کنم گالری عکسی را ببینید که تصاویری مرتبط با داستان را دارد.

توضیح: همان طور که متوجه شدید لینک دانلود کتاب مربوط به یک سایت دیگر است. واقعیت این است که خیلی سعی کردم آپلودش کنم ولی پرشین گیگ به انضمام ابر و باد و ... دست به دست هم داده بودند تا این اتفاق نیفتد. به زودی دوباره سعی می کنم و هر وقت آپلودش کردم لینک را اصلاح می کنم.

 

www.randomhouse.com/catalog/covers_450/9780767926027.jpg

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 15:19 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

این روزها
در ورق زدن کتاب زندگی
به فصلی جدید رسیده‌ام

 

 

 

این عکس را رویترز از مراسم اعدام قاتلان قاضی مقدس گرفته است . عکس دیگرش را هم در ایسنا می‌توانید ببینید.

 

شعر زندگی هوشنگ ابتهاج الان خیلی می چسبد!

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 15:7 |

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

در ميان عشاير

 

به گفته ثریا درم بخش "سال ها پيش يک زيست بوم شناس با شگفتى از اين نکته پرده برداشته بود که ايلات در ایران از بسيارى جهات شبيه درناها اين پرندگان مرموز کوچنده هستند. همچون آنها کوچ مى کنند، همچون آنها آزاد و رها هستند و تن به هيچ ماندگارى و اسارتى نمى دهند، همچون آنها در نيمه شب هاى مهتابى گرداگرد هم مى نشينند و خيره در آسمان بى انتها، پرده از رازهاى مگو وا مى شکافند، و حتى رقصى همچون آنها دارند، حلقه اى بزرگ که مى چرخد و مى چرخد و دستهايى که همچون دو بال آماده پرواز بالا مى روند و پايين مى آيند و شگفت اين است که بدين سان درناها نيز در شب هاى مهتابى دور هم مى چرخند و بال مى کوبند."ولى شايد بزرگترين شباهت آنها اين باشد که هر دو جزئى از طبيعت پيرامون خود هستند و بى آنها، طبيعت هميشه چيزى کم دارد. اما روزگار نو با عشاير سر سازگارى ندارد و دير نيست روزى که شايد آخرين خانوار ايل نيز بار بر زمين گذاشته، کوچ را رها کرده و ديگر آن ايل که مي شناسيم نباشد."ثريا درم بخش پس از بيست سال اقامت در فرانسه و بازگشت به ايران مشغول عکاسى در زمينه مردم شناسى ( قوم شناسى ) شد و در کنار همسرش کيومرث درم بخش به کار پرداخت.او از معدود افرادى است که توانسته چندين سال با ايلات مختلف ايران زندگى کند و با آداب و رسوم و فرهنگ آنها از نزديک آشنا شود. در اين مدت او با دوربينش لحظاتى را ثبت کرده است که براى هر بيننده اى بسيار جذاب و ديدنى است.ثريا درم بخش مى گويد:" آن چه واقعيت فرهنگ و زندگى شان بود، همان را تصوير کردم. اين عکس ها عين زندگى است. ما بايد اقوام ايرانى را حمايت کنيم تا از ريشه خود و از فرهنگ و سنت خود جدا نشوند.""هويت ايرانى، عشاير هستند. اقوام و عشاير هستند که به تنهايى ريشه و بن اين جامعه را تشکيل مى دهند و معتقديم که اينها نبايد فراموش شوند. من فکر مى کنم شناخت اقوام ايرانى ما را به ريشه هاى ملى باز مى گرداند و به ايرانى بودن"."عکس هايم را به تمام زنان ايل، که رنگ و بوى حيات ايل زن ايل است که پاسدار فرهنگ قومى و جامعه اش و سند زنده تاريخ ايل است، تقديم مى کنم. تا رود هرگز از حرکت باز نماند."عکس هاى ثريا درم بخش شاهدى بر زيبايى و شور زيستن ايل هاى ايران است. گزارش مصور شوکا صحرائى از گفتگو با ثريا درم بخش به همراه نمونه اى از کارهاى او را در بالاى اين صفحه مى بينيد.

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 14:26 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

شماره 09127777777 با قيمت حدود 58 ميليون تومان فروخته شد

  

مدير كل بازرسي و ارزيابي عملكرد شركت مخابرات گفت: در مرحله پنجم مزايده شماره‌هاي رند ، بالاترين قيمت به سيم كارت شماره 09127777777 با قيمت 577 ميليون و 777 هزار و 777 ريال و كمترين قيمت به سيم كارت شماره  09127770708 با  قيمت پنج ميليون و يك ريال ، تعلق داشت .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 15 شهریور1386 و ساعت 17:1 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

هفت بازيگر در يک نقش

 

 

  ديروز نسخه سه بعدي «کابوس شب کريسمس» تيم برتون و «جنگجوي وسترن سوکياکي» ميکه تاکاشي در «سالا گرانده» ونيز و «من وجود ندارم» تاد هينز و «مهماني شکار» ريچارد شپارد در «پالا بي ينال» روي پرده رفت. «کشيک شبانه» پيتر گريناوي که نگاهي غيرمتعارف به زندگي رامبراند نقاش در قالب يک داستان جنايي است و «مردي از دشت ها» مستند جاناتان دمي درباره جيمي کارتر رئيس جمهور اسبق امريکا و کتاب او درباره صلح فلسطين فيلم هاي مهمي هستند که امروز در جشنواره به نمايش درمي آيند.از جمله فيلم هاي کنجکاوي برانگيز جشنواره که در روزهاي گذشته نمايش داده شد «بليدرانر؛ تدوين کارگردان» بود. اين نسخه تازه از فيلم کلاسيک رايدلي اسکات که 25 سال بعد از اولين اکران آن با تغييراتي در ونيز به نمايش درآمد، ظاهراً کيفيت صدا و جلوه هاي ويژه بسيار بهتري نسبت به نسخه اصلي دارد. رايدلي اسکات بعد از نمايش فيلم در کنفرانسي مطبوعاتي درباره انگيزه هاي خود از ساختن فيلم و گرايش هاي هنرمندانه و دغدغه استقبال مردم صحبت کرد. در جريان کنفرانس خبري بعد از نمايش فيلم «دارجلينگ با مسووليت محدود» وس اندرسون نيز عمده صحبت ها به سلامتي يکي از بازيگران اصلي فيلم، اوون ويلسون، مربوط مي شد که هفته گذشته اقدام به خودزني کرده و روانه بيمارستان شده است.«من وجود ندارم» که در آن هفت بازيگر در نقش باب ديلان آهنگساز ظاهر مي شوند، از جمله کريستين بيل، ريچارد گر، هيت لجر و حتي خانم کيت بلانشت يکي از آثار بحث برانگيز جشنواره بود که در حضور خود باب ديلان به نمايش درآمد. تاد هينز، کارگردان فيلم، به وحشت بازيگران از بازي در اين نقش و به ويژه نگراني هاي کيت بلانشت اشاره کرد و گفت سال ها قصد ساختن اين فيلم را داشته و بالاخره با چراغ سبز نشان دادن ديلان امکان توليد فيلمش را پيدا کرده است.فردا فيلم «12» به کارگرداني نيکيتا ميخائيلکوف و «آشوب» يوسف شاهين در بخش اصلي مسابقه جشنواره ونيز 2007 به نمايش درمي آيند.

 

 

 

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Nightmare_Before_Christmas

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 15 شهریور1386 و ساعت 16:14 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

متداول ترين دعاي ساعات احتضار به تمامي زبان ها اين است :

خداوندا اگر يقين داشتم كه همين امشب مي ميرم ، الساعه توبه مي كردم

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 15 شهریور1386 و ساعت 11:40 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

ساعت طلايی آقای ضرغامی



«هم اکنون هشت هزار شبکه ماهواره‌ای بر روی جمهوری اسلامی ايران شناسايی شده‌اند، حدود
۱۷۰۰شبکه تصويری قابل دريافت هستند و حدود ۴۰ کانال به زبان فارسی وجود دارد.» اين بخش هايی از سخنان عزت الله ضرغامی رئيس سازمان صدا و سيما است که پيش از خطبه‌های نماز جمعه تهران بيان کرده بود. وی سپس افزوده بود: «در چنين شرايطی رسانه ملی برای مقابله با اين جنگ روانی مسووليتی سنگين و گسترده در جهت خنثی کردن توطئه‌های جنگ روانی دشمن و پيروزی دراين جنگ رسانه‌ای دارد.»


جنگ در ساعات طلايی


عزت الله ضرغامی علاقه بسيار زيادی به کلمه «جنگ روانی» دارد و در گفتگوها و سخنرانی های مختلف به کرات از آن استفاده می‌کند. رئيس سازمان صداو سيما برای مقابله با به گفته خود «جنگ روانی دشمن» تغييرات وسيعی را در صداوسيما به وجود آورده است. طبق پژوهشی که در مرکز تحقيقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای سازمان صدا و سيما انجام شده افرادی که ساعات ۸ تا ۱۰ شب را مناسب تماشای تلويزيون دانسته‌اند در مجموع ۶۰ تا ۶۸ درصد ازکل بينندگان تلويزيون را تشکيل می‌دهند. کارشناسان رسانه ساعات اوليه شب را ساعاتی طلايی برای رسانه‌های ديداری شنيداری می‌دانند و معتقدند که اگر رسانه‌ای بتواند در اين ساعات مخاطبان را به طرف خود جلب می‌کند می‌تواند در مقابل رسانه‌های رقيب برنده باشد.

به همين علت مسئولان صداوسيما همه تلاش خود را برای ساختن برنامه‌های جذاب انجام‌می‌دهند تا مردم سراغ ماهواره نروند. ايجاد بخش‌های خبری ۲۰:۳۰ از شبکه دو و بخش خبری ۲۲ از شبکه سه که با فرمی متفاوت از ساير بخش‌های خبری پخش می‌شوند، همچنين استفاده از طنزهای ۹۰ شبی و پخش فيلمهای سينمايی متعدد از همه کانالها يکی از استراتژيهای مسئولان صدا وسيما برای رقابت با کانال‌های ماهواره‌ای است. نکته جالب اينجاست که راديوهای بين المللی بيشتر برنامه های خود را در همين زمان پخش می‌کنند. برنامه جام‌جهان نمای راديو بی بی سی، برنامه های خبری راديو فردا، راديو فرانسه همگی تقريبا در همين بازه زمانی پخش می‌شود. برنامه راديو تلويزيونی صدای آمريکا نيز در همين ساعات شروع به پخش می‌کند.


تاک شوها ابزاری جديد برای جلب مخاطب


مسئولان سازمان صداوسيما دريافته‌اند که تنها با طنز‌های ۹۰شبی نمی‌توان از روشن شدن دکمه
power رسيورها جلوگيری کرد. به همين خاطر ساخت تاک شوها مورد توجه قرار گرفت. تاک‌شوها(Talk show ) گونه‌ای از برنامه‌های دوطرفه هستند که از گفتگوی دونفره يا چندنفره با آدمهای مشهور شکل می‌‌گيرد. برنامه صندلی داغ از ابتدای نوروز سال ۱۳۸۳ به مجری گری مرحوم منوچهر نوذری شروع به کار کرد و با استقبال بينندگان روبرو شد. در اين برنامه منوچهر نوذری با زبانی نيشدار و طنازانه با ميهمانان هنری خود صحبت می کرد. اين رويه را بعدها داريوش کاردان ادامه داد و هم اکنون احمدنجفی مجری اين تاک شو از شبکه دوی سيما است. ميزگرد خبری ۲۲:۳۰ که پس از اخبار از شبکه دوم سيما پخش می‌شد به گفتگو با دولتمردان اختصاص داشت. مرتضی حيدری مجری اين گفتگو کم کم خود را به عنوان يک گفتگوکننده مجرب معرفی کرد. او به تدريج توانست در عين پرهيز از سوالهای نيشدار و گزنده گاهی اوقات با احتياط سوالهای خود را مطرح کند. اين برنامه با همين رويه محافظه کارانه تا امروز ادامه دارد. برنامه عبور شيشه‌ای در اوائل پاييز ۱۳۸۵ از شبکه استانی تهران آغاز به کار کرد. رضا رشيدپور، مجری اين برنامه ميزبان شخصيت‌های هنری بود. در اوائل بهار ۱۳۸۵ دور دوم اين برنامه با عنوان برنامه شب‌های شيشه‌ای آغاز به کار کرد که مخاطبان فراوانی يافت. مصاحبه رضا رشيدپور با عمادافروغ و نقدهای او به دولت احمدی نژاد و گفتگوی او با عبدالله جاسبی، رئيس دانشگاه آزاد و پخش نظرسنجی مردمی که با اختلاف فاحشی عملکرد دانشگاه آزاد را ضعيف دانستند، به گمان بسياری از ناظران باعث شد تا اين برنامه پس از ۵۴ اجرا متوقف شود. برنامه بازهم زندگی تاک شويی است که از پنجشنبه ششم ارديبهشت ماه، از شبکه چهار سيما آغاز شده است. بيژن بيرنگ کارگردان و تهيه کننده با سابقه تلويزيون محور برنامه خود را بر روی سبک زندگی(LIFE STYLE) قرار داده است. جالب‌ترين گفتگوی او با نجف دريابندری مترجم و نويسنده کتاب آشپزی مشهور «از سير تا پياز» بود.

 

کوله پشتی جنجال آفرين شد

 
برنامه کوله پشتی
 سه سال پيش از شبکه سوم سيما در شبهای ماه رمضان ميهمان زوج‌های جوان بود. اجرا بی پروای فرزادحسنی باعث شد خيلی زود او جای خود را به احسان عليخانی مجری جوان ديگری دهد. تا آنکه دور جديد برنامه کوله پشتی در همان ساعات طلايی از ۲۱:۳۰ آغاز به کار کرد و سريال طنز چارخونه به پس از ساعات طلايی تبعيد شد. دور جديد برنامه کوله پشتی به مصاحبه با افرادگمنام گذشت اما ناگهان گفتگو با سردار رادان، رئيس نيروی انتظامی تهران بزرگ جنجالهای فراوانی را به وجود آورد و سبب موضع گيری روزنامه‌ها و سايت‌های محافظه کار شد.از جمله خبرگزاری فارس متن اعتراضاتی را منتشر کرد که به زعم اين خبرگزاری، مردم در تماس با نيروی انتظامی در ميان گذاشته و از «برخورد بد و گستاخانه» فرزادحسنی با سردار رادان گله مند بودند. همين واکنش‌ها باعث شد تا فرزادحسنی کارت زرد اول را دريافت کند. فضل الله شريعت پناهی مدير گروه اجتماعی و فرهنگ و معارف شبکه سه سيما در گفت و گو با فارس گفت: «از سوی مسئولان سازمان صداو سيما به فرزاد حسنی تذکر داده شد و خودش هم فهميد که پا روی خط قرمزهايی گذاشته است.»



با وجود اين کارت زرد، واکنش به برنامه كوله پشتي
 در روزنامه‌های اصول گرا به آسانی فرو ننشست. روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص اين برنامه نوشت: «برنامه شب یكشنبه كوله‌پشتی به صحنه محاكمه و توهین به فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به خاطر اجرای طرح امنیت اجتماعی تبدیل شد. متاسفانه صدا و سیما به جای دفاع از طرح امنیت اجتماعی، در این برنامه زنده عملا به حمایت از مظاهر فساد و پوشش‌های مبتذل پرداخت.»روزنامه سیاست روز نیز در مطلبی نوشت: « متاسفانه شیوه نادرست و اشتباهی كه در تلویزیون رسم شده است این است كه تا یك مجری در برنامه‌ای موفق نشان می‌دهد دچار توهم می‌شود و آن وقت است كه گمان می‌كند می‌تواند از تمامی مرزها فراتر رود. به ویژه این‌كه مورد تمجید مسوولی هم قرار بگیرد!»اين انتقادات باعث شد تا شايعاتي در مورد بركناري فرزادحسني از اين برنامه شنيده شود، هرچند كه او پس از سردار رادان، ميزبان قاضي مشهور و دادستان تهران سعيدمرتضوی بود. در اين ميان روزنامه های اصلاح طلب نسبت به اين ماجرا سياست سكوت را اختيار كردند و موضع گيری مشخصی نسبت به اين ميزگرد نداشتند.

سايت خبري عصر ايران با تمجيد از اين برنامه نوشت: «در چنین شرایطی انتظار می رود مدیران ارشد صدا و سیما، از چنین روندی حمایت کنند چه آنکه پنهان شدن در پشت دیوار دوری از مردم و سوالات و ابهامات، آنها را نشنیدن و یا بدتر از آن، تنبیه مطرح کننده این پرسش ها، رویکردی است که در نهایت اعتماد مخاطب ایرانی را از رسانه ملی اش سلب می کند و البته هزاران رسانه دیگر هستند که بخواهند و بتوانند مخاطب سرخورده ایرانی را به سمت خود جذب کنند»


واكنش وبلاگستان به برنامه كوله پشتي



گروهی از وبلاگ نويسان، زبان به تحسين فرزادحسنی گشودند و او را «قهرمان» و «شجاع» لقب دادند و گروهی ديگر نيز او را فردی ناباب و نااهل دانستند.

نويسنده وبلاگ «پله پله تا ملاقات خدا» می نويسد : «روز به روز وضعيت صدا وسيما بد و بدتر می شود علتش نفوذ خيلی از افراد نفوذی ضدانقلاب در مديريتهای مختلف در صدا و سيماست. اين موضع گيريهای صدا و سيما از موقع شروع کار دولت نهم به شدت افزايش [يافت] (يا بهتر است بگوييم اصلا شروع شد) در برنامه هايی از پيش طراحی شده.»

 نويسنده وبلاگ «ساحل سلامت» نوشت :« آقای رييس پليس حق دارد که در مواجهه با سوال بی‌محابای حسنی رنگ از چهره ببازد و چنان صدايش لرزان شود، گويی که يکی از فرمانبران مچ دست او را برای مشايعت با ماشين های انتظامی گرفته باشد.»

نويسنده وبلاگ «هيهات» می‌نويسد :«حسنی مشی ليبرالی خود را در موقع مصاحبه با اکبر هاشمی رفسنجانی تمام و کمال نمايان ساخت و بر همه مسلم گشت که اين آدم (...) هيچ سنخيتی با رسانه ملی جمهوری اسلامی ندارد.»

نويسنده وبلاگ توهم نامه در اين باره نوشت :«تو اين لحظات، حسنی رسماً شويی رو به راه انداخته بود که بيشترين تاثير رو تمام مخاطبين برنامه ش گذاشت و البته با زيرکی خاصی هم وجهه ای منطقی و مستدل به حرفهاش داده بود. اين وسط، در مقابل مقاومت ضعيف رادان در برابر صحبت هاش که اونو به احساساتی شدن متهم کرد- مردم رو به عنوان شاهد تمام اين اتفاقات وسط کشيد! کاری که اصلاً و ابداً به ياد نميارم که در چنين ابعادی تو رسانه ملی صورت گرفته باشه.»

 امين هاشمی در مطلبی با عنوان «اينجا واشنگتن است صداو سيمای ايالات متحده آمريکا» در وبلاگش نوشته است: «مديران صدا وسيما در قبال حقوقی که از بيت المال مسلمين به افرادی همچون فرزاد حسنی می پردازند چه پاسخی می‌توانند داشته باشند؟ و چرا تريبونهای موثر در صدا و سيمای جمهوری اسلامی از افراد فاسد و کسانی که در دل، هيچ اعتقادی به اسلام و انقلاب اسلامی ندارند- که قطعا در برنامه هايشان هم برای انقلاب و اسلام سمی مهلک هستند- گرفته نمی شود.»

نويسنده وبلاگ الفبا هم نوشت: «فرزاد حسنی با رادان طوری رفتار کرد که شايد دل خيلی های ما خنک می شد! مخصوصا وقتی قضيه پارک ملت رو تعريف می کرد، با زيرکی شاهدی رو هم آورد تا پيشاپيش رادان رو خلع سلاح کنه. فرزاد حسنی در يک برنامه زنده با شجاعت فرمانده پليس تهران رو جلوی شايد ميليون ها بيننده تلويزيونی محاکمه کرد و جالب تر همکاری پورمحمدی رئيس شبکه ۳ سيما بود که ۲۰ دقيقه برنامه رو تمديد کرد که واقعا بی سابقه بود!»

نويسنده وبلاگ نسل بيدار هم نوشته است: «با کمی دقت به نوع برنامه هاو نوع جهت گيری های چند سال اخير ( مخصوصا دوسال اخير) به وضوح می توان نشانه هايی از رسوخ افراد ناباب و نااهل در بدنه فکری و اجرايی صدا و سيما همان رسانه ملی!! را يافت همانها که تاب و تحمل موفقيت های دولت نهم را ندارند حال از هر فرصتی رای ضربه زدن به دولت ان هم در رسانه ملی !! کوتاهی نمی کند.»

 

سوپاپ اطمينان يا تغيير و تحول

 
گروهی معتقدند که توليد تاک شوها، تاسيس راديو گفتگو و برنامه‌های جنجالی راديوجوان، انتشار خبر مراسم سالگرد مصدق‌ و نشان دادن تصوير دفاعيات خسروگلسرخی در دادگاه نظامی نوعی «سوپاپ اطمينان» برای صداوسيما و حفظ اعتبار رسانه ملی در برابر مردم است. اين گروه از کارشناسان می‌گويند همه چيز برای يک برنامه پخش زنده از قبل هماهنگ می‌شود و سوالات نيز از قبل مشخص می‌شود، بنابراين يک مجری نمی‌تواند سر خود سوال بپرسد و مهمان برنامه را به چالش بکشد.

 

 

همچنين برخی معتقدند تمديد مهلت زمان پخش برنامه و مورد موافقت قرار گرفتن آن به نوعی حاکی از تاييد مديران پشت صحنه را دارد. اين گروه در عين حال به بيانيه وزرات ارشاد عليه راديو جوان اشاره می‌کنند و انتقاد فاطمه رجبی و حسين الله کرم را از ضرغامی را يادآور می‌شوند و می گويند که صداوسيما اکنون در معرض فشار بيرونی فراوانی قرار دارد. آنها منتشر نشدن نتيجه نظرسنجی راديو جوان درخصوص ميزان محبوبيت احمدی‌نژاد را بی ارتباط با همين فشارهای بيرونی نمی دانند. گروهی ديگر نيز باز شدن فضای رسانه‌ای را به «ساعتی طلايی» تشبيه می‌کنند که اگر چه عزت الله ضرغامی با به دست کردن آن موجب انتقادات محافظه‌کاران و اصولگريان می‌شود، اما اين ساعت طلا چشم‌ها را برای کانديداتوری او در انتخابات بعدی خيره خواهد کرد. هرچند خود او دو ماه پيش که برای ديدار و گفت‌وگو با مراجع تقليد به قم سفر کرده بود گفت: «کانديدا شدن برای انتخابات رياست جمهوری شايعه‌ای بيش نيست و ساخته ذهن برخی از افراد است.»

عکس فرزاد حسنی از : مهران افشار نادری / عکس عزت الله ضرغامی از وب سايت رسمی صدا و سيما

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در پنجشنبه 15 شهریور1386 و ساعت 11:26 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

اين مملكت كلاً به فروش می‌رسد! 

 

http://www.sealandgov.org/index.html

 

 

  رهبر کوچک‌ترين کشور جهان می‌خواهد سرزمينش را بفروشد چرا که به گفته او اين سرزمين نياز به «جوان‌گرايی» دارد.شاهزاده مايکل، فرمانروای «سی‌لند»، از يک آژانس املاک اسپانيايی که در معاملات جزاير تخصص دارد خواسته است کشورش را بفروشد.«سرزمين» ناميدن سی‌لند نيازمند اندکی مسامحه است، زيرا اين کشور که خود را «مستقل» می‌داند و دارای پرچم، پاسپورت، تمبر، پول و سرود ملی است، در واقع ساخته دست بشر است و «زمين» و «خاک» ندارد.سی‌لند در واقع سکويی نظامی برای استقرار ضدهوايی است که در جريان جنگ جهانی دوم توسط ارتش بريتانيا در فاصله هفت مايلی ساحل جنوب شرقی انگلستان در آب‌های دريای شمال ساخته شد تا با حمله بمب‌افکن‌های آلمان نازی به اين کشور مقابله کند.

 

 

  اين سکو پس از جنگ به حال متروکه در آمد تا حدود چهل سال پيش که سرگردی بازنشسته به نام «پدی روی بيتس» آن را تصرف کرد و با خانواده‌اش در آن مستقر شد.او سکو را «شاهزاده‌نشين سی‌لند» ناميد، اعلام استقلال کرد و با عنوان «پرنس روی» به حکومت بر کوچکترين کشور «مستقل» جهان پرداخت.شاهزاده‌نشين او که حدود ۹۳۰ متر مربع وسعت دارد، از دو برج به هم پيوسته تشکيل شده است که تنها با هلی‌کوپتر و قايق می‌توان به آن رفت و آمد کرد. سی‌لند يک ژنراتور توليد برق و ۱۶ اطاق شامل اقامتگاه و تعدادی دفاتر اداری و يک کليسای کوچک دارد.بريتانيا، استقلال سی‌لند را به رسميت نمی‌شناسد. اين سکوی نظامی هنگامی که به اشغال روی بيتس در آمد خارج از محدوده ۳ مايلی آب‌های ساحلی بريتانيا بود، اما از سال ۱۹۸۷ که لندن محدوده آب‌های ساحلی خود را تا ۱۲ مايلی افزايش داد، در داخل اين محدوده قرار گرفته است.با اين حال دولت بريتانيا حتی الامکان از اظهارنظر درباره موقعيت حقوقی سی‌لند خودداری می کند. پرنس روی از سال ۱۹۹۹ حکومت را به پسرش پرنس مايکل واگذار کرده است و خود دوران کهنسالی را در اسپانيا می‌گذراند.

 

 

جنگ و صلح

 

  پرنس مايکل، نايب‌السلطنه کنونی سی‌لند، هنگامی که پدرش آنجا را تصرف کرد ۱۴ ساله بود. او هر دو «جنگی» را که تاريخ سی‌لند به خود ديده به ياد می‌آورد.نيروی دريايی سلطنتی بريتانيا يک بار تلاش کرد خانواده بيتس را از روی اين سکوی نظامی اخراج کند، اما آنها مقاومت کردند و با شليک تيرهای هوايی، سربازان انگليسی را از «مرز»های خود دور کردند.يک بار هم صدراعظم آلمانی سی‌لند (که منصوب پرنس روی بود) تلاش کرد با کمک بازرگانان هلندی که برای مذاکرات تجاری آمده بودند، کودتا کند و سی‌لند را در غياب «پرنس روی» که به بريتانيا رفته بود تصرف کردند، اما او با مردان مسلح خود بازگشت و سرزمينش را دوباره تصاحب کرد.با تمام اينها پرنس مايکل تصميم گرفته است مملکت موروثی‌اش را به شيوه‌ای صلح‌آميز واگذار کند. او در گفتگو با بی‌بی‌سی گفته است: «پدرم ۸۵ ساله‌است و مادرم سال‌های آخر هفتمين دهه زندگی را می‌گذراند. من هم ۵۴ ساله شده‌ام و عقيده دارم اين پروژه به جوانگرايی نياز دارد.»

 

 

 

 

  او از آژانس املاک «اينمونارانخا» خواسته است سی‌لند را برايش بفروشد. اين آژانس، ۷۵ ميليون يورو برای اين سرزمين قيمت گذاشته است.آنچه ممکن است اين سکوی دورافتاده را برای مشتريان احتمالی جذاب کند موقعيت ويژه حقوقی و اقتصادی آن است.سی‌لند همواره فعاليت‌های اقتصادی غير عادی داشته است. اين سکو در حال حاضر مرکز فعاليت يک شرکت اينترنتی است و با توجه به استقلال حقوقی که دارد می‌تواند به مرکزی برای قمار اينترنتی تبديل شود که در بسياری کشورها از جمله آمريکا با محدوديتهای شديدی روبروست.سی‌لند در عين حال از حوزه قوانين مالياتی تمام کشورهای جهان خارج است و اين می‌تواند برای برخی فعالان دنيای تجارت موقعيتی يگانه ايجاد کند.شما ممکن است مشتری چنين سرزمينی باشيد. اما اگر ۷۵ ميليون يورو برای خريد آن نداريد زياد غصه نخوريد! در عوض می‌توانيد همين الان عناوين سلطنتی لرد يا ليدی سی‌لند را در سايت e-bay به قيمت حدود ۳۹ دلار برای خود بخريد!

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 18:47 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

  

جشنی کوچک برای «ملکه» موسیقی جهان

 

 

http://www.madonna.com

 


مهمانی کوچکی است. در خانه ای صد متری در شمال شهر تهران، با نور کم، شمع هایی که جا به جا روشن شده است، میز شامی که در زیر نور ملایم منتظر مهمان ها است. آن سوتر بر روی میز کوچکی در میان مبل های بزرگ راحتی قهوه ای، کیک تولد شکلاتی خود نمایی می کند. مانی، امین، طاها، آرش، آرمیتا و آتوسا تنها مهمانان این جشن تولد هستند. مانی می گوید: «سال گذشته تولد را در یک کافه گرفتیم، بعد هم رفتیم ماشین سواری. اما امسال همه خانه آتوسا جمع شده ایم.»آنها شش نفر اند. جمع شده زیر یک سقف، با عقاید مختلف، قیافه های متفاوت، سلیقه های گوناگون. تنها یک ویژگی مشترک آنها را در یک روز مشخص، زیر یک سقف جمع می کند: «همه
 ما عاشقانه مدونا را دوست داريم و امشب، چهل و نهمین سال روز تولد مدوناست.» اين مهمانی، تنها پيش درآمدی بر يک جشن بزرگتر است:«امسال با علاقه مندان واقعی جمع شده ایم تا تدارک سال آینده را ببینیم. باید جشن تولد پنجاه سالگی او با شکوه برگزار شود.»

 

شناسنامه «مدونا»

نام اصلی: مدونا لوئيس سيکونه ريچی

تاريخ تولد: 16 اوت 1958

محل تولد: بی سيتی، ميشيگان

ثروت تخمينی: 325 ميليون دلار

آغاز فعاليت: 1982

 

 

آنها تک تک آلبوم های او را جمع می کنند، ساعت ها در اینترنت به جستجوی عکس ها و ویدئو های جدید او می گردند و البته هر سال، روز تولد او دور هم جمع می شوند و مانند او لباس می پوشند، مانند او می رقصند، در مورد او حرف می زنند و شمع تولد او را روشن می کنند. هیچ کدام کم سن و سال به نظر نمی رسند، بین ۳۰ تا ۳۵. امین می گوید: «همه ما سال ها است که به مدونا علاقه مندیم. فقط یک عشق قدیمی می تواند آدم ها را دور هم جمع کند. این خواننده های جدید هیچ کدام انگشت کوچک «ملکه» من نمی شوند چه برسد به این که بشود عاشق شان شد.»امین قد بلندی دارد، مانند موهایش که آنها را تا شانه بلند کرده و شبیه موهای مدونا آرایش کرده است. تی شرت مشکی پوشیده با شلوار جین تنگ. آتوسا با تاپ و شلوار مشکی، شبیه لباس مدونا در یکی از شوهایش، می خواهد که شام را سرو کند اما طاها می خواهد که اول امین برقصد و بعد شام بخورند. در فضایی نیمه تاریک، امین یکی از آهنگ های آلبوم جدید مدونا را انتخاب می کند. از دسته مبل بالا می رود و انگار که بر روی سن در کنار او است، نه اصلا خود او است که از پله ها پایین می آید و می پیچد و می تابد و می رقصد. بچه ها هیجان زده به او نگاه می کنند و نگاه تحسین آمیزشان نشان می دهد که رقص او کاملا شبیه مدونا است.

 

 

 

تا پایان آهنگ و البته رقص، نفس در سینه همه حبس شده باقی می ماند. موزیک که تمام می شود، امین در برابرشان تعظیم می کند و این خاتمه رقص است، موهایش را به کناری می زند و به طرف میز شام می رود. زمان خوردن شام همه حرف ها در مورد مدونا است. مانی برایم توضیح می دهد که : «مدونا یک اتفاق در تاریخ موسیقی جهان است. او بیش از ۲۰ سال است که جزو پرطرفدارترین خواننده های جهان است و این کار اصلا آسان نیست. مدونا با استفاده از سبک های مختلف موسیقی چنین قابلیتی را به دست آورده است.» مانی با افتخار می گوید: «مدونا موفق ترین خواننده زن در تاریخ جهان است. توانایی او در پیروی از تازه ترین سبک های متداول موسیقی و قوه تطابقش با سبک های تازه، عامل حفظ جذابیت او است.در این مدت، سایر ستارگان عالم موسیقی مثلا کریستینا اگیلرا، پینک، بریتنی اسپیرز و کایلی مینوگ سعی کرده اند از او دنباله روی کنند. بریتنی، شور و هیجان پاپ، کریستینا، کشش جنسی و پینک، شیوه های مدونا را تقلید می کنند.»امین معتقد است که : «آنها هرگز به موفقیتی شبیه مدونا دست پیدا نمی کنند زیرا مدونا خود خلاق و جذاب است و آنها سعی می کنند مانند او باشند و خودشان هیچ خلاقیتی ندارند. مدونا هر گامی بر می دارد رو به جلوست و از درجا زدن نفرت دارد.»طاها علت ستاره ماندن مدونا را شیوه زندگی او می داند و می گوید: «او سخت ترین نوع یوگا یعنی راجا یوگا کار می کند، مشروبات الکلی و مواد مخدر مصرف نمی کند، زندگی خانوادگی سالمی دارد، هرچند تمایلات همجنس گرایانه اش را هم پنهان نمی کند اما نسبت به همسرش وفادار است. از همه مهم تر پول برایش همه چیز نیست. او دومین زن پولساز جهان بعد از اپرا وینفری است و به راحتی می تواند کار را کنار بگذارد و تا آخر عمر در رفاه زندگی کند، اما این کار را نمی کند و هنوز روی صحنه می رود.»آتوسا جذابیت مدونا را در صراحتش می داند و می گوید: «مدونا زن رویاهای من است. این خیلی مهم است که تو در اوج شهرت، در مورد احساسات خودت حرف بزنی و بتوانی با مخالفانت دست و پنجه نرم کنی. مدونا هر چه به فکرش می رسد را روی صحنه می آورد و از هیچ کس نمی ترسد. کلیسا، اخلاق گرایان، هر کس هر چه می خواهد بگوید، او کار خود را می کند. او همه چیز دارد زندگی خانوادگی، سلامت، تیپ، پول، شهرت، شیطنت، نگاه سیاسی، ثبات قدم، به روز بودن.»

 

 

در میانه شام، متوجه ویژگی مشترک دیگری در مهمان ها می شوم. همه آنها نخ های رنگی به مچ دست چپ خود بسته اند. مانی توضیح می دهد: «این نشانه فرقه کابالا * است، نوعی عرفان یهودی که مدونا نیز به آن اعتقاد دارد و کابالیست محسوب می شود. پس از پیوستن او به این فرقه همیشه نخی سبز یا قرمز دور مچ دست چپ خود می بندد، ما هم این کار را به پیروی از او انجام می دهیم.» مانی باور دارد که : «مدونا نگاهی عرفانی به زندگی دارد و با رقصنده هایش رابطه مراد و مریدی دارند.» او نوار ویدئویی را همراه خود آورده است که نشان می دهد روابط مدونا و رقصنده هایش در یک مهمانی خصوصی چقدر صمیمانه است. در حین نمایش فیلم توضیح می دهد که مدونا و گروهش قبل از رفتن بر روی صحنه نیایش دسته جمعی دارند و سپس به روی سن می روند.»مانی می گوید: «اکثر شعرهای مدونا خط دهنده و نوعی موعظه است. در شرایطی که متن ترانه های امروز حرف خاصی ندارد؛ حتما این ترانه ها می تواند روی جوانان امریکایی تاثیر بگذارد.»

از او در مورد علاقه مندان جوان مدونا می پرسم و این که چرا آنها در این مهمانی جایی ندارند. می گوید: «جوان ها انگیزه کمتری برای این جور مهمانی ها دارند. آنها از هر خواننده ای تنها ظاهرش را می بینند و به عمق افکار آنها دقت نمی کنند. در حالی که برای ما این طور نیست. هر اتفاقی در مورد مدونا برای ما مهم است.» امین با شیطنت می گوید: «مدونا در یکی از شوهایش از مژه مصنوعی استفاده کرد. من آنقدر گشتم تا طراح آن مژه ها را هم پیدا کردم. کدام یک از جوان های امروز این قدر دقت دارند؟»آرش لپتاپش را می آورد تا عکس های مدونا را نشانم دهد. تمامی این عکس ها را امین جمع کرده و برای آنها فرستاده است. در این مجموعه هر عکسی دیده می شود. از تصاویر دوران کودکی مدونا تا زمانی که با شان پن زندگی می کرد تا تصویری از دانه دادنش به مرغ و خروس های باغ. او تصاویری از مدونا در کنار بریتنی و کریستینا اگیلرا را نشان می دهد و می گوید: «یکی دو بار با این خواننده های جوان هم صدا شد، آنها شوکه شدند و کنار کشیدند. فهمیدند که غیر ممکن است بتوانند به پای او برسند.»

 

آرمیتا هم متن یکی از ترانه های مدونا را همراه خود دارد.

 

Bittersweet

 

«در خلسه‌ام  / باغ گل معشوق‌ام را دیدم /  در هنگام مستی / که چون دوکی دور خود می‌چرخم و می‌رقصم  / خود را چون سر منشاء هستی دیدم / 
در آغاز، من بودم /  و من، روح عشق بودم  / اکنون که هوشیارم  / مانده [شراب]خماری تنها  / و خاطره‌ عشق /  و تنها، حسرت /  در آرزویخوشبختی‌ام /  تقاضای کمک می‌کنم /  و طلب رحمت  / و عشق‌ام می‌گوید : /  مرا نگاه کن و مرا بشنو /  چرا که من تنها به همین منظور  / اینجا‌ام /  من ماه تو و مهتاب تو‌ام  / من گل تو و باغ تو و آب تو‌ام  / تمام این راه را در اشتیاق تو آمده‌ام  / بدون اینکه کفشی داشته باشم یا حتی شالی /  می‌خواهم تو بخندی /  می‌خواهم تمام نگرانی‌های‌ات را از میان بردارم،  / دوستت داشته‌باشم،  / خوراک‌ات باشم  / آه! تلخی ِ شیرین / تسکین‌ات می‌دهم و شفای‌ات می‌دهم /  گل‌های سرخ برایت خواهم آورد /  من نیز خود، پر از خارم»

 

ترانه Bittersweet که از مولانا اقتباس شده است. او می خواند:

 

«در خلسه‌ام/ باغ گل معشوق‌ام را دیدم /در هنگام مستی که چون دوکی دور خود می‌چرخم و می‌رقصم/ خود را چون سر منشاء هستی دیدم...»

 

ساعت دوازده شب و مهمان ها در حال رفتن. از امین می پرسم که بزرگترین آرزویش چیست؟ می گوید: «رقصیدن با مدونا. امیدوارم روزی این آرزو برآورده شود.» مانی هم می گوید که همیشه نگران میکروفن بی سیم مدونا است. انگار همیشه شل می بندند و او می ترسد که بیفتد. او هم دلش می خواهد که روزی در گروه موسیقی مدونا کار کند. دخترها اما آرزوهایشان از جنس دیگری است. می خواهند که بتوانند شخصیتی به استواری او پیدا کنند و البته طاها هم می خواهد که کمی مثل مدونا پولدار شود. آرش ساکت ترین عضو گروه، در پایان مهمانی، من را به مهمانی سال بعد دعوت می کند که قرار است در خانه او برگزار شود. مهمانی ای در شان پنجاه سالگی «ملکه» موسیقی جهان.

 

  • در حالی که مدونا و همسرش گای ريچی، در شماری از جلسه های آموزشی و ترويجی فرقه کابالا شرکت کرده اند، گزارش شده است که جنبه هايی از جهانبينی اين فرقه يهودی و آموزه های آن درباره زندگی را نيز پذيرفته اند. همچنين به گزارش رسانه ها، مدونا کمک های مالی متعددی به مراکز فرقه کابالا در لندن، نيويورک و لوس آنجلس اهدا کرده است.
  •  

http://en.wikipedia.org/wiki/Madonna_%28entertainer%29

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 18:28 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

یک وجب از خاک بهشت به چند؟

 

يک: در کتابي خوانده بودم يا کسي برايم تعريف کرده بود که در قرون وسطي کشيشان در حال فروش بهشت به خلائق بودند و هرکه هرچقدر از خاک بهشت را مطالبه مي نمود به او مي فروختند و مردم عوام از ترس رفتن به جهنم بهشت پيش خريد مي کردند. زيرکي از ميان همان خلائق به کليسا رفت و يکجا تمام جهنم را مطالبه نمود و کشيش در ابتدا خواست او را از اين کار پشيمان کند اما آن فرد اصرار کرد و کشيش نيز جهنم را معامله  کرد. سپس آن فرد به ميان مردم رفت و فرياد زد که ديگر بهشت نخريد!! من يکجا همه جهنم را خريدم و کسي را به آن راه نخواهم داد...

دو: نقل حال ما نيست . مجال گفتن از احوال ما هم نيست. اما دنياي ما را اوهامي گرفته است که کمتر از اوهام قرون وسطايي نيست. خواب و رويا و امدادهاي غيبي هر ازگاهي از آستين همان کشيش نمايان مردم فريب برون مي تراود و موجي را به راه مي اندازد که مردم را دچار تشويش کند. در ميان خلائق امروز ما هستند زيرکان و بيداراني که جلوي چنين اوهامي بايستند و...

سه: به کجا می رویم؟ مقدس مآبی و  استفاده ابزاری از دین و اعتقادات مردم هم حدی دارد. چرا آرزو های تنگ و کوچک خود را در قامت و قد و قواره بزرگ مذهب در می آوریم و به خورد مردم می دهیم؟ اگر قرار باشد خواب و رویا ملاک باشد که دیگر عقل و تدبیر جمعی به چه کار ملت می آید؟

 

آخر: مبوس جز لب معشوق و جام می حافظ /  که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 9:29 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

نمي دانم چرا يك دفعه ياد مادرها و مفهوم دوستي به صورت همزان افتادم  .......

 

 

توی این دنیای وارونه می خواهم دوستی رو براي خودم تعریف کنم …….

دوستی هست که اولش می گه بی ریاست . بعد شروع می کنه به داشتن انتظارات تا زمانی انتظاراتش رو بر آورده کنی دوستی وگرنه فلنگ دوستی رو می بنده .. که همین بهتر که فلنگو ببنده و تشریف ببره چون اسم اون سو استفاده است.

دوستی هست که هر چی خوبی هست رو برای تو می خواد . برات میمیره . هر چی گفتی در حال عمل می کنه اما ...اما در غیابت به خونت تشنه است . این هم نباشه بهتره

دوستی هست که براش میمیری یه حرفشو دوتا نمی کنی هر موقع پیشرفتی کرد میترکی دوست داری با دو تا دستات خفه اش کنی .. اینم نباشی بهتره  ..

دوستی  هست بلد نیست خودش رو نشون بده . هر کاری بکنه خراب از آب در میاد مثل خاله خرسه .. اونم نباشه بهتره

دوستی هست بدون اینکه بدونی همش در راه خیر و صلاح تو قدم بر می داره .کار های تو رو راست و ریست می کنه بدون اینکه روحت خبر دار بشه . وقتی میبیندت دست و پاشو گم می کنه و شاید تو ازش بدت بیاد این دوست هر قدر باشه بازم کمه .... ولی این مدل دوست ها کمتر از تعداد انگشتای دستته . اگه داشتی قدرشو بدون  .

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در سه شنبه 13 شهریور1386 و ساعت 10:16 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

 

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت . به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

 

 

دو نفر كه همديگر را خيلي دوست داشتند و يك لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يك جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يكديگر رو امتحان كنند و هــر كــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شكسپير بر مي خورند:

عشقت را رها كن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 16:25 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

  

رياضيدان کوچک

 

يک نابغه 9 ساله رياضيات در يکي از دانشگاه هاي هنگ کنگ پذيرفته شد. او در مصاحبه هاي خود مي گويد در برقراري ارتباط با هم سن و سال هاي خود دچار مشکل است.

مارچ بوئدي هارجو پسري چيني- اندونزيايي است که با والدينش در هنگ کنگ زندگي مي کند. او در اوايل ماه جاري در آزمون هاي پيچيده رياضيات توانست رتبه هاي بسيار بالايي به دست بياورد. اين امتيازات که به طور طبيعي توسط افرادي با سن 18 سال کسب مي شود براي پذيرفته شدن او در دانشگاه باپتيست هنگ کنگ کفايت مي کرد. مقامات دانشگاه اعلام کردند که او دوره کارشناسي رياضيات خود را مي تواند از ماه سپتامبر شروع کند. تلويزيون هنگ کنگ مصاحبه يي با اين کودک نابغه پخش کرد که در آن مارچ به زبان کانتوني (چيني) و انگليسي به آساني سخن مي گفت و در حالي که با ميکروفن اش بازي مي کرد و در مقابل عکاسان خميازه مي کشيد به سوالات پاسخ مي داد. او در جواب اين سوال که اوقات فراغت خود را چطور مي گذراند، گفت؛«اغلب ترجيح مي دهم کتاب بخوانم، اما در تعطيلات آخر هفته با دوستانم بيرون مي روم و شطرنج يا کارت يا مونوپولي بازي مي کنيم... ما مي توانيم با هم بازي کنيم اما ارتباط برقرار کردن با آنها براي من دشوار است.»

زماني که از اين کودک پرسيده شد چرا براي ادامه تحصيل به انگلستان نمي رود، به انگليسي جواب داد؛«به اين دليل که پدرم پول کافي ندارد.» دانشگاه هنگ کنگ برنامه تحصيلي خاصي براي مارچ طراحي کرده است که طي 5 سال وي را قادر مي سازد مدرک کارشناسي ارشدش را بگيرد. پدر اين کودک در مصاحبه با رسانه ها گفت که مقامات دانشگاه متعهد شده اند نيازهاي اين کودک را فراهم کنند و موقعيتي را فراهم آورند که استعداد وي شکوفا شود.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 11:57 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

آنگلا مرکل قدرتمندترين زن جهان

 

 

آنگلا مرکل صدراعظم آلمان براي بحث و مذاکره با ژاپني ها درباره تغييرات آب و هوايي، افزايش دماي زمين و تجمع گازهاي گلخانه يي به اين کشور سفر کرده که البته از جشن سنتي چاي سبز ژاپني ها هم بي بهره نمي ماند. او طبق آيين و رسوم ژاپني ها فنجان چاي سبز را با دو دست گرفته و به آرامي مي نوشد. آنگلا مرکل اخيراً توسط مخاطبان مجله امريکايي فوربس به عنوان قدرتمندترين زن جهان انتخاب شده. رقباي مشهور مرکل در اين ليست 100 نفري اشخاصي چون کاندوليزا رايس، ملکه اليزابت دوم، هيلاري کلينتون، لورا بوش و... هستند که به ترتيب روي پله چهارم، بيست و سوم، بيست و پنجم و شصتم ايستاده اند.

 

پرچمي که واژگون شد

 

 

درست يک روز بعد از نمايش فيلم جنجالي «آماده انتشار» برايان دي پالما در جشنواره ونيز که به جنگ عراق و پوشش رسانه يي آن مي پردازد، فيلم ديگري با موضوع جنگ عراق در اين جشنواره به نمايش درآمد که به جنجال هاي پيش آمده دامن زده است. پل هگيس کارگردان کانادايي ساکن امريکا که فيلم «در دره الاه» را در شصت و چهارمين دوره جشنواره ونيز دارد، در کنفرانس مطبوعاتي بعد از نمايش فيلم در روز شنبه (چهارمين روز جشنواره) گفت؛«در جنگ ويتنام، روزنامه نگاران معرکه يي داشتيم که کار خودشان را انجام مي دادند و آنچه نمي خواستيم بشنويم به ما گزارش مي دادند... حالا اين را نداريم. بنابراين پرسيدن سوالات مشکل به وظيفه هنرمندان تبديل شده است.» در فيلم «در دره الاه» که براساس داستاني واقعي ساخته شده تامي لي جونز پدر سربازي است که در عراق گم شده و با کمک کارآگاهي که نقش او را چارليز ترون بازي مي کند، به راز جنايتي پي مي برد و اينکه پسرش به آن خوبي که او فکر مي کرده، نبوده است. صحنه يي در فيلم که پرچم امريکا واژگون نشان داده مي شود، اعتراض هايي را برانگيخته و هگيس ناچار شد اعلام کند که فيلم «از دريچه چشم يک امريکايي که به خود مي بالد، نوشته شده» و فيلم او «سياسي است اما پارتيزاني نيست».

وي همچنين اعلام کرد که کمتر کسي حاضر به سرمايه گذاري روي اين فيلم بود و کمک چند نفر از جمله کلينت استيوود موجب شد بتواند فيلمش را بسازد.

«روياي کاساندرا» به کارگرداني وودي آلن فيلم مهم ديگري بود که ديروز در ونيز نمايش داده شد. در اين فيلم تراژدي که در لحظاتي به کمدي «فارس» پهلو مي زند، کالين فارل و اوان مک گرگور دو برادر هستند که درگير توطئه هاي عموي ثروتمندشان (تام ويلکينسون) مي شوند. فيلم «دختر دو نيم شده» کلود شابرول نيز ديروز به نمايش درآمد و شابرول درباره مضمون فيلمش چنين اظهارنظر کرد؛«انحطاط عبارت است از هنر تبديل کردن خير به شر».

«قتل جسي جيمز به دست هنري فورد بزدل» به کارگرداني اندرو دومينيک نيوزيلندي و با بازي بردپيت فيلم ديگري بود که شنبه روي پرده رفت. اين فيلم به رابطه پيچيده بين يک قانون شکن محبوب و قاتل او که جزء طرفداران و تحسين کنندگانش هم هست، مي پردازد. ديروز سر و کله اسپايک لي کارگردان سياهپوست امريکايي نيز در ونيز پيدا شد که در مصاحبه يي مطبوعاتي درباره جشنواره فيلم «آنلاين» که توسط او در بلژيک برگزار مي شود و اهميت جشنواره «آنلاين» از لحاظ «دموکراتيزه کردن» سينما صحبت کرد.

 

دم مصنوعي براي دلفين

 

 

 

دانشمندان تلاش مي کنند تا با استفاده از دم مصنوعي (پروتز) دلفين قطع عضو را براي شنا در محيط هاي آبي طبيعي آماده کنند. «وينتر» نام دلفيني است که در سال 2005 و در حالي که دم خود را از دست داده بود به وسيله يک ماهيگير در حوالي کيپ کاناورال امريکا شناسايي شد. با گذشت ماه ها از اين حادثه، «کوين کورل» از متخصصان برجسته طراحي و ساخت پروتز در امريکا تلاش کرده است تا با طراحي دم مصنوعي ويژه امکان شناي طبيعي و زنده ماندن را براي وي ممکن سازد. به گفته وي نتايج اين دستاورد به دانشمندان کمک خواهد کرد تا پروتزهاي سخت تر و موثرتري براي انسان هاي نيازمند طراحي و ساخته شود. محققان علوم دريايي مي گويند که اين پروژه به دانشمندان درک درستي از فيزيولوژي دلفين ها داده تا در صورت بروز حادثه براي آنها اقدامات لازم انجام شود.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 11:37 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له

 

انتهای مسیرم رو ترجیح دادم که ساکت باشم

 

  ساعت 9.30  شب ، ایستگاه مترو ، تازه از نمايشگاه برگشته بودم ، قبلش هم  سر کاري بودم و حسابی هم خسته . مترو نزدیک شد ، به سمت واگن های مترو  رفتم و به امید اینکه یه صندلی خالی واسه نشستن پیدا کنم که شاید یه چند دقیقه ای رو تا خانه استراحت کنم . همه به آرومی به سمت واگن ها نزدیک می شدند و مترو هم کم کم متوقف شد . داخل واگن رو نگاه كردم حداقا دو تا صندلی دو نفره خالی وجود داشت ، اين به اين معني بود كه جا واسه نشستن وجود داره !!!!!!!!!!!!!!! . در همین حین یه خانم مسنی آمد و با سرعت جلوی من ايستاد که تا در مترو باز شد بره و سریع تر واسه خودش جا بگیره . زیاد اهمیتی ندادم چون به نظرم  4-5 تا جای خالی ديگر هم  وجود داشت.  درهای واگن ها باز شد و من هم به سمت یکی از صندلی های خالی دو نفره رفتم ، خانم مسن هم با سرعت به سمت دیگری رفت . توی آخرین لحظه ای که می خواستم بشینم حس کردم یه چیزی از سمت خانم مسن صندلی بغلی روی صندلی  پرت شد . مونده بودم که یعنی چی؟ دیدیم که خانم مسن یه کیف روی صندلی خودش گذاشته و یکی هم روی صندلی که من می خواستم بشینیم پرت کرده و بعدش هم رو کرد به سمت یه عده دیگه ای که در حال وارد شدن به مترو بودن و با زبان شیرین فارسی گفت : علی آقا بد و بیا جا گرفتم !!!!!!!!!!!!!

 

 چايي ، شكلات مترو ، گاهي هم يك ليوان شير و در نهایت یک زندگی همیشگی ........

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 11 شهریور1386 و ساعت 13:22 |

كلمه الله هي العليا

يا عماد من لا عماد له 

 

عشق یعنی با هم قهوه نوشیدن و صحبت کردن .....
عشق یعنی از دیدن یک فیلم لذت بردن ....
عشق یعنی از شنیدن یک آهنگ به یک حس مشترک رسیدن .....
عشق یعنی کنار ساحل نشستن و به تلاطم امواج گوش سپردن  ....
عشق یعنی ...
و عشق این نیست که در یک اتاق تاریک مدتی را به تئاتر معاشقه بگذرانیم .....

مگه نه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده توسط سیدعمادالدین قرشی در یکشنبه 11 شهریور1386 و ساعت 13:18 |